نشست راهکارهای مدیریت شبکه‌های مجازی در خانواده

 نشست راهکارهای مدیریت شبکه‌های مجازی در خانواده ( استاد فروهر)

 در حوزه شبکه‌های اجتماعی کتاب‌های زیادی نوشته شده است. مارشال ملکوهان نزدیک به سی سال قبل  پیش‌بینی کرد که رسانه‌ها دنیایی به این عظمت را تبدیل به دهکده جهانی می‌کنند و می‌‌دانید این اتفاق تقریباً رقم خورد. آن زمانی است که مارشال ملکوهان این را پیش‌بینی کرد، بشر در آن تنگنای تنگ استفاده از ظرفیت‌های رسانه بود و یک رادیو، یک تلویزیون، بیشتر وجود نداشت. جلوتر که آمدیم، رسانه‌ها هر روز ابعاد گسترده‌تری پیدا کرد و اخیراً یعنی حدود  چند سالی است که زمزمه فضای مجازی مطرح شده است. فضای مجازی، به تعبیر من حوزه ارتباطات و رسانه را در خودش بلعیده است؛ چون در رسانه و در ارتباطات معمولاً به یک بعد نیازهای بشری توجه می‌شود و آن هم بعد ارتباط است، یعنی شما در یک رسانه صحبت سر ارتباط است و پیامی به شما منتقل می‌شود؛ یعنی در فضای ارتباطات یک پیام به شما منتقل می‌شود، اما در فضای مجازی صحبت بر سر زندگی است؛ یعنی برخی در آنجا زندگی می‌کنند و نفس می‌کشند. فضای مجازی امروز چندین برابر فضای حقیقی زندگی ما شده است و این فضا مدیریت و برنامه‌ریزی می‌خواهد همه ما نیز به یک نوعی درگیر هستیم.

این فضا به این گستردگی که می‌بینید که هر روز هم دارد خودش را به ما نزدیک‌تر می‌کند، اوایل در یک فضای محدود، مثلاً کامپیوتر‌های خانگی بود که روی میز قرار داشت و نوعاً هم در ادارات و جاهای دیگر به‌صورت محدود استفاده می‌‌شد؛ آمدیم جلوتر فضای مجازی خودش را به ما نزدیک‌تر کرد و در ابعاد کوچک‌تر به نام لب‌تاب‌ وارد شد. و الآن نیز همان کارایی‌ها وارد تلفن همراه شد؛ امروزه تمام زندگی اطراف ما به سمت اینترنت هوشمند رفته است؛ یعنی زندگی اطراف ما تماماً به سمت هوشمندی می‌رود. در اینترنت اشیاء اصلاً بحثی هست که این اینترنت اشیاء چه خواهد شد و جالب است که بدانیم ما جزء ۱۸ کشوری هستیم که در دنیا داریم از اینترنت اشیاء استفاده می‌کنیم و هر روز نیز سرعتش بیشتر و فراگیرتر خواهد شد؛ اینترنت اشیاء یعنی تمام زندگی شما آنلاین خواهد شد؛ ماشین شما آنلاین است، خانه‌ شما آنلاین است و… . تمام سیستم خانه شما در گوشی یا تب‌لت شما قرار می‌گیرد و با یک دکمه پنجره باز می‌کند و با یک دکمه گلدان‌ها را آب می‌دهد، اجاق‌گاز روشن می‌شود، نور خانه عوض می‌کند، محتویات یخچال را نشان می‌دهد؛ یعنی همه چیز آنلاین خواهد شد.

اما فضای مجازی با همه تفاصیل بیان شده، هر روز باعث آسیب‌های جدی، به‌ویژه در خانواده‌ها شده است. در مراکز مشاوره می‌بینیم افرادی که می‌آیند و اظهار نگرانی از آن می‌کنند؛ بسیاری از اعضای خانواده وابسته به آن شده‌اند و در حقیقت به‌نوعی دچار اعتیاد اینترنتی شده‌اند؛ می‌دانید اعتیاد سه مرحله داشته است. اعتیاد گیاهی که شامل مخدرهای گیاهی بودند؛ از مرحله گیاهی مخدرها رد شدند و وارد مرحله صنعتی شدند و به مخدر‌های شیمیایی اعتیاد پیدا کردند؛ مرحله سوم و نسل سوم مخدرها امروز، مخدرهای دیجیتالی هستند که بخش‌های متعدد دارد. اعتیاد به فضای  مجازی، اعتیاد به شبکه‌های اجتماعی، اعتیاد به گوشی موبایل آنلاین از این جمله است.

می‌دانید یکی بزرگ‌ترین اختلال روانی در کل دنیا، اختلال نوفوبیا است؛ نوفوبیا یعنی هراس بی‌موبایلی، موبایل من نیست نگران هستم. درصدی از افراد با این مشکل روبه‌رو  هستند و دارند با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اینکه صبح به صبح بلند می‌شوند و از نبود گوشی موبایلشان اظهار نگرانی می‌کنند. ۶۶ درصد افراد در انگلیس گرفتار این اختلال هستند و تحقیقاتی که روی هزار نفر صورت گرفته است، نشان می‌دهد که نوفوبیا شایع‌ترین نگرانی در سطح جهان است و در حال حاضر  این نگرانی قطعاً گسترده‌تر خواهد شد.

بازی‌های آنلاین و شبکه‌های اجتماعی متعدد آمده که ما را پای گوشی موبایل میخکوب کرده است. امروز از اعتیاد جدیدی درست شده است. اعتیاد به کامپیوتر، به بازی، به اینترنت و بازی‌های آنلاین امروز واقعاً یک فاجعه شده است. یکی از موضوعاتی که در اینجا از آن بحث می‌شود، بازی‌های آنلاین است. کلش اف ‌کلنز یکی از این بازی‌هاست. بازی صعودی طوری طراحی شده است که  مراحل ابتدایی خیلی ساده و راحت است و کاربر سریع رد می‌شود؛ ولی در ادامه هرچه بالاتر می‌رود، بازی هم سخت و مشکل‌تر می‌شود.

 وقتی‌که وابسته به بازی شد و معتاد بازی شد؛ اینجاست که کار سخت می‌شود و بازی فوق‌العاده سخت می‌شود؛ از طرفی هم شخص معتاد آن شده است و نمی‌تواند از او دل بکند. وقتی به این مرحله می‌رسد، تازه موقع انتقام‌گیری است؛ تمام مخدرها هم همین‌طور هستند. مخدرها یک خدمات حداقلی در ابتدا می‌دهند و بعد خدمات دیگری می‌گیرند. اینهایی که مواد مصرف می‌کنند، اوایلش می‌گویند، خیلی برای بدن خوب است و توان و انرژی زیادی می‌دهد، این مرحله خدمات مخدرها  است، اما وقتی خدماتش تمام شد، خدمات می‌گیرد، انتقام می‌گیرد و  واقعاً چه انتقام ناجوانمردانه‌ای هم می‌گیرد. شخص بازی را که شروع می‌کند و مرحله‌به‌مرحله جلو می‌رود تا مرحله ۲۵ و ۳۰ که می‌رسد، معتاد بازی و وابسته به آن شده است و نمی‌تواند دیگر آن را رها کند. وقتی بازی را نمی‌تواند رها کند، ۲ تا راه برایش گذاشتند، می‌گویند برای پیشرفت در این بازی باید یکی به شما پول بدهید تا الماس و…، بخرید.‌

خانمی به دفتر مشاوره رجوع کرده بود و  می‌گفت: آقای ما یک‌میلیون و هفتصد و پنجاه‌هزار تومان پول داده، الماس خریده است؛ به او می‌گوییم کجاست؟ الآن چی داری؟ می‌گوید که می‌خرند. چقدر می‌خرد؟ مثلاً  بازی کلشی که مثلاً شما  آن را رسانده‌ای به مثلاً ۸۰ یا ۹۰ چند می‌خرند؟ می‌گویند ۴۰۰ و ۵۰۰ هزار می‌خرند؛ می‌گویم تو ۰۰۰/۷۵۰ /۱داده‌ای، مثلاً جم خریده‌ای در این بازی؛ آخر چه ارزشی دارد؟ خانم می‌گفت پشت فرمان آقای من کلش بازی می‌کرد و حواسش به آمپر بنزین نبود تا بنزین تمام کرد و چند ساعت منتظر در خیابان ماندیم تا یک نفر کمی بنزین به ما داد و یا ساعت ۳ و ۴ شب که همه خواب هستیم. شوهر ما از خواب می‌پرد، می‌گویم چه شد؟ می‌گوید زن پاشو الآن به ما حمله می‌کند، فوری گوشی موبایل روشن می‌کند و سراغ آن می‌رود. این یک اعتیاد و وابستگی و  یک درد جدید دیگر است. باید با این چکار کرد؟ الآن فصل جدید اعتیادها شروع شده است. الآن بازی پوکی مونگا که اخیراً کلیپ‌هایی از این بازی ترویج شده است، در دنیا، پخش شده است. بدانید این بازی ۲۴ ساعت از زمان شما را مختص به خودش می‌کند؛ یعنی اجازه تکان خوردن به شما نمی‌دهد. تمام وقت شما مختص به خودش است که بتواند شما را کنترل کند یا بتواند شما را تحت نظر داشته باشد. وقتی افراد وارد این بازی می‌شوند. می‌بینید که عین یک زامبی، شما قطعاً  زامبی‌ها را دیده‌اید، قصه مفصلی دارند. شخص، تمام زمان و وقتش صرف این بازی می‌شود که چطوری این بازی مدیریت و کنترلش کند و چطوری این بازی تحت تصرفش دربیاورد.

 امروز جوان‌هایی که  کارشان رصد کردن بازی‌های جدید است،  نقل مجلس‌شان بازی جدیدی به اسم بازی پوکِمون گو است؛ ساختار بازی طوری است که تو لوکشین گوشی موبایل شما یک عروسک حالا خیالی را می‌آورد قرار می‌دهد. که اصلاً کاربر تمام زمانی صرف این می‌شود که این عروسک را رصد بکند. حالا باید بگردد و پیدایش بکند، فاصله و زمان تعیین می‌کند و بعد وقتی رسید به آن عروسک، عروسکش را تسخیر می‌کند و عروسک را پرورش می‌دهد. انواع و اقسام کارها را می‌تواند  بر روی عروسک انجام دهد؛ یعنی این یک اعتیاد درست کرده است.

امروز استعماری فرانو با طراحی و سیناریو دقیق در حال انجام است. دیگر هیچ‌وقت اینها به‌صورت قبل به ما حمله نمی‌کنند. الآن تقریباً ۸ سال است ما در حال رصد جریان ماهواره هستیم. تقریباً ۷ و ۸ سال قبل‌ فیلم و کلیپ‌هایی داریم که  از شبکه‌هایی معمولاً آمریکایی و انگلیسی تغذیه می‌شدند، صراحتاً به اهل‌بیت ما توهین و جسارت می‌کنند؛ حتی اسم می‌آورند و جسارت می‌کنند؛ لعن می‌کنند. ولی الآن ۴ و  ۵سال است که ورق عوض شده است و همان شبکه‌هایی که جسارت و لعن می‌کردند، به یک شبکه ماهواره‌ای باکیفیت به اسم شبکه اهل‌بیت ایجاد کرده‌اند که یک روحانی عمامه به سر به اسم شیعه آنجا نشسته است و  در حال دفاع کردن از اسلام و ارزش‌های مثلاً دینی  است؛ یعنی ورق عوض شده است و آنهایی که یک روز تهاجمی عمل می‌کردند، امروز یک آخوند  می‌آورند و آنجا می‌نشانند و در این قالب به ما ضربه می‌زنند. او هم که آنجا نشسته که سرش برای دین تو نسوخته است. مشخص است همان‌طور که ما یک سنی تکفیری داریم به اسم وهابیت، یک شیعه تکفیری هم خواهیم داشت که اینها خودشان ساخته‌وپرداخته‌اش کرده‌اند تا یک شیعه تکفیری بیاید در مقابل اینها بایستد و تا دو تا دسته قیچی به جان ریشه اسلام بیافتند.  به هر  صورت بازی‌های آنلاین امروز دغدغه بزرگی ایجاد کرده است و نگرانی از این بابت مضاعف می‌شود که در خانواده‌های مذهبی نیز رسوخ کرده است. شما امروز وقتی که صحبت سر آسیب‌های رسانه می‌شود، آن بدنه حزب‌اللهی جامعه نیز در خطر است.

سال قبل‌ که ما در مورد ماهواره صحبت می‌کردیم، قطعاً خیلی از شما‌ها درگیر آن بحث نبودید، چون می‌گفتید ماهواره در خانه ما که نیست، یا در قدیم که سی‌دی بود، می‌گفتید سی‌دی که در خانه ما نیست؛ ویدئو بود، می‌گفتید ویدئو که در خانه ما نیست، اما الآن چی! الآن شما می‌بینید که صحبت سر آسیب‌های فضای مجازی است که  همه درگیرش هستند، یعنی تقریباً ما کسی را نداریم که  در فضا مجازی درگیر نباشد. وضع فعلی فضای مجازی، وضع نگران کننده‌ای است. باتوجه به آن نکاتی که در مقدمه عرض شد،  و با توجه به اینکه ما  در زیرساخت‌های فضای مجازی، الآن وابستگی شدید داریم؛ – شما می‌دانید اینترنت ما الآن با تقریباً ده تا واسطه  به کشور آمریکا برمی‌گردد.

شما الآن هرچیزی را که می‌خواهید در اینترنت سرچ کنید، باید این حروف(www) را ابتدا بزنید؛ این حروف مخفف ورد واد وب است؛ ورد واد وب، وب گستر جهانی کشور آمریکا  است که تحت  (NSA) ، یعنی آژانس امنیت ملی آمریکا که خدمات اینترنت را به مردم دنیا می‌دهد. یک شبکه‌ ملی اطلاعات آمریکا درست کرده و نفوذ پیدا کرده است و به ۱۳ تا ۱۴ کشور داده شده و ما الآن زیرمجموعه آن هستیم؛ ما الآن در حقیقت زیرمجموعه شبکه ملی اطلاعات آمریکا هستیم. وقتی زیرساخت‌ اینترنت  به این نحو وابستگی شدید درونش باشد، خب معلوم است که یک آسیب است و کنترلش بسیار مشکل می‌شود. ما الآن بدون تعارف به مردم بگوییم در قضیه فیلتر نتوانسته‌ایم کاری انجام بدهیم. هر روز هم یک اسم جدید و فیلتر جدید و فضای جدید می‌آید، اما در خروجی شما نگاه بکنید، می‌بینید قصه همان است؛ یعنی دسترسی به مباحث مستهجن، کلیپ‌ها و تصاویر مستهجن متأسفانه چیزی است که نقل مجالس شده در دسترس همه قرار گرفته است؛ فیلترشکنی که با یک پالای خیلی ساده با یک فیلترشکن ساده می‌شود و ازش رد شد، چه فیلتری است که شما قرار داده‌اید. الآن در همین اینترنت شما سرچ فیلترشکن بکنبد؛ به انواع مختلف‌ آن برخورد می‌کنید. پس کجا می‌شود کنترل کرد؟ چون فیلتر‌ها را خودشان می‌دهند، فیلترشکن نیز از طرف خودشان است. در بستر موبایل که این موضوع خیلی مشکل‌تر شده است.

خیلی از شما در تلگرام هستید و یا اینستگرام و همین شبکه‌های اجتماعی که الآن معروف  هستند در حال استفاده توسط همه هستند.

من بحث را چند جا مطرح کردم و می‌گویم به نظر من محال است کسی بگوید من دو و سه ماه در تلگرام یا…، فعالیت دارم و یک صحنه بد به چشم من نخورده است. الآن ۲۰ میلیون جوان زیر ۱۸ سال  در کشور ما دسترسی به این فضا دارند. این معادلات را کنار هم که بگذارید، مشخص است چقدر اوضاع نگران‌کننده و وخیم می‌شود. امروز فضای مجازی حال‌وروز خوشی ندارد.

  امروز به نظر من تهدیدهای فضای مجازی بیشتر از فرصت‌هایش است. آقای ادوارد اسنودن که سال ۲۰۰۷ از ان اسی ای فرار کرده است، می‌گوید در سال ۲۰۰۷ ماهیانه ۱۴ میلیارد بسته اطلاعاتی ما از ایرانی‌ها برمی‌داشتیم؛ اطلاعاتش الآن در اینترنت  است؛ یعنی سرقت اطلاعات دارد صورت می‌گیرد. امروز عصر، عصر اطلاعات است، دنیا، دنیای تکنولوژی است. امروز اطلاعات واقعاً سرمایه‌های بزرگی هستند و این اطلاعات خیلی ارزان به سرقت می‌رود. این روندی است که الآن شما در فضای مجازی می‌بینید؛ شما بگویید در چند سال آینده چه اتفاقی خواهد افتاد؛ آن‌قدر در فضای، حوزه فناوری ارتباطات و اطلاعات یا حوزه آی تی،  پیشرفت‌ها سریع و دگرگونی‌ها سریع صورت می‌گیرد که به نظر من اصلاً خانواده‌ها و مردم توان این را ندارند با این پیشرفت‌ها خودشان را وفق بدهند. شما امروز می‌بینید در حوزه مثلاً همین گوشی موبایل چه تعبیراتی به‌وجود آمده است. الآن گوشی‌های موبایل جدید چه امکانات و ساختاری دارند؟ اینترنت پرسرعت تحت عنوان فورجی در اختیارش است. به دنیای نامحدود هم که متصل است، هر جا شما بروید و یک گوشی موبایل بخرید و بگوید مثلاً یک برنامه برای من نصب بکنید، قاعدتاً یک فیلترشکن هم رویش نصب خواهد کرد؛ یعنی این فضای نامحدود در دسترس جوان‌ها قرار گرفته و چه فاجعه‌ای به وجود می‌آورد؛ از آسیب‌های اخلاقی‌اش که بگذریم؛ الآن نگران این هستیم که این فضا با زمان‌ها چکار می‌کند؟

آمار ارتباطی کلامی خانواده‌های ایرانی روز ۱۳ دقیقه است و این آماری که من می‌گویم برای سه سال قبل است. سه سال قبل ما روزانه ۱۳ دقیقه باهم حرف می‌زدیم که الآن صحبت سر ۵ و ۶ دقیقه است؛ بقیه زمان‌ها کجا می‌رود؟ الآن در مهمانی‌های ما چه اتفاقی افتاده است. هر جا می‌روید، سرها درگوشی موبایل است؛ ما آمده‌ایم که با هم حرف بزنیم دیدوبازدید و صله‌رحم بکنیم؛ ولی سرها در گوشی موبایل است؛ بعضی‌ها آخرین کسی که شب باهاش خداحافظی می‌کنند، گوشی موبایل است و اولین کسی هم که صبح به او سلام می‌کنند، گوشی موبایل است. چقدر وابستگی ما به آن زیاده شده است. پشت فرمان ماشین، هر جا که برویم، گوشی موبایل است، اصلاً زن و مرد در خانه حرف نمی‌زنند، سرشان تو اینترنت و گوشی است. الآن ساختاری که اینترنت به ما می‌دهد. قابلیت درگیر کردن ۷ درصد حواس انسانی را دارد. مثلاً ساختار سخت‌افزاری فورجی که الآن در گوشی موبایل فعال است، خاصیت درگیر کردن ۷ درصد حواس انسان را دارد و حواس سمعی و بصری بیشتر از این هم فعال نمی‌شود.

مثلاً شما در گوشی موبایلتان، حواس لامسه‌تان فعال نمی‌شود و حس بویایی‌تان که کار نمی‌کند. در روند آینده‌پژوهی می‌گویند تا سال ۲۰۲۰، سخت‌افزاری ارائه خواهد شد که  بر روی آن سخت‌افزار مثلاً سون جی ارائه خواهد شد؛ ما الآن فورجی داریم؛ یعنی آن موقع سون جی خواهد آمد.  در ساختار سخت‌افزاری سون جی، الآن در بعضی کشورها تست کرده‌اند و دیده‌اند قابلیت درگیر کردن ۷۰ درصد حواس انسانی وجود دارد؛ یعنی ۷ درصد تبدیل به ۷۰ درصد می‌شود؛ یعنی  شما عینک را روی چشمانت می‌گذاری و آنلاین می‌توانی بعضی چیزها را لمس و بو بکنی و ببینی و همه اتفاقات آنجا در دنیای سه بعدی اتفاق خواهد افتاد. الآن ۷ درصد است؛ شما به من بگویید با خانواد‌ه‌ها چه کرده است؟ اگر برسد به مرز ۷۰ درصد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چه فاجعه‌ای به وجود خواهد آمد. وقتی خانه شما، خانه هوشمند می‌شود؛ تمام حس‌گر وصل بشود ما می‌گفتیم مگر می‌شود، چه کسی می‌آید، خانه من حس‌گر وصل کند. الآن در جیب شما حس‌گر گذاشته‌اند و شما چیزی نگفته‌ای، در خانه  شما بگذارند، چیزی می‌گویی؟ این گوشی‌های موبایل دارد از طریق دوربین و میکروفن شنود می‌شود؛ من ادله‌ای دارم که هر کسی خواست به  او نشان می‌دهیم. قطعاً ما در مقابل این تکنولوژی که می‌آید و آن چرخ‌دنده‌های شکننده‌اش، مقاومت نخواهیم کرد. بعضی جاها که این موضوع را مطرح می‌کنیم، افراد  فقط به آن روی خوش تکنولوژی نگاه می‌کند و  می‌گوید شما دارید ضد تکنولوژی و پیشرفت حرف می‌زنید؛ شما می‌خواهید دنیا را برگردانید به عصر مثلاً ۵۰۰ سال قبل که مردم سوار شتر می‌شدند، این نیست. مسئله‌ای که ما داریم مطرح می‌کنیم، کل دنیا نسبت به آن احساس نگرانی دارد. کل دنیا سال‌ها سر این مسائل برنامه‌ریزی و هزینه می‌کنند؛ الآن سران کشورهای آمریکای در سال‌های قبل اجازه نمی‌دادند بچه‌های خودشان توی فیس‌بوک بروند؛ چون نگران هستند و می‌ترسند. الآن در زمان حاضر این اتفاقات  در حال اتفاق افتادن است؛ ۴ و ۵ سال دیگر چه اتفاقی خواهد افتاد؛ یعنی  در روند آینده‌پژوهی باید انسان آن را ببیند و باید برای آن مطالعه کند. باید فقه ما اینجا درگیر شود. برای این ما باید چکار انجام بدهیم. الآن در خیلی از مسائل مجازی واقعاً ما می‌بینیم که عرصه خالی است و کسی نیست که جواب بدهد.

این فضای مجازی است که تمام ابعاد زندگی بشری را درگیر خواهد کرد و یعنی شما ببینید فضای حقیقی‌تان چی دارد؟ در فضای حقیقی صحبت سر چیست؟ در فضای مجازی تمام ابعاد درگیر خواهد شد. شما امروز ابعاد زندگی ما را در نظر بگیرید؛ مثلاً ما در زندگی حقیقی‌مان صحبت مسائل اقتصادی، فناوری تکنولوژی، فرهنگ اجتماعی، آموزش و سرگرمی، سلامت و امنیت داریم؛ تمام این ابعاد زندگی ما  بازگشتش به فضای مجازی رفته است؛ یعنی اگر شما صحبت از اقتصاد می‌کنید؛ اقتصاد در فضای مجازی موضوع است؛ نگاه بکنید اقتصاد در فضای مجازی، تجارت الکترونیک و…،  آیا فضای مجازی بر  اقتصاد  ما در فضای حقیقی زندگی ما سایه انداخته است یا نه؟ قطعاً انداخته است و تو سال‌های آینده بدتر از این خواهد شد. شما وقتی صحبت از فرهنگ می‌کنید، آنجا فرهنگ، فرهنگ مجازی است؛ یعنی یکسری انسان‌ها دارند زندگی می‌کنند و باید برایشان بازتعریف کنیم؛ چند سال گذشته است و ما الآن به یک فرهنگی در سطح جامعه‌مان دست پیدا کرده‌ایم؟ فرهنگی در سطح جامعه‌مان که مثلاً صله‌رحم و دیدوبازدید چطور باشد؛ خیلی چیزها چهارچوب دارد؛  ولی در این فضای مجازی عده‌ای زندگی می‌کنند که  شما برای فرهنگ آنها بازتعریف نکردی؛ صحبت سر آموزش می‌کنید، آموزش مجازی، سرگرمی می‌کنید؛ سرگرمی مجازی مطرح می‌شود؛ همه سرگرمی‌مان مجازی شده است. افراد دیگر بازی‌های فعال ندارند؛ بچه‌ها گوشه‌گیر شده‌اند‌؛ بچه‌ها  پشت کامپیوتر می‌نشینند و ‌آن را روشن می‌کنند و وارد فضای بازی می‌شوند؛ هیجان دارند، تحرک ندارند. ببینید چه به روزشان می‌آورد که خود بحثش مفصل است. شما از امنیت صحبت می‌کنید، امنیت در فضای مجازی مورد بحث است، الآن امنیت در فضای، مسئله خیلی مهمی است؛ منظور امنیت سایبری است؛ هر کدام از شما‌ها اینجا الآن امنیت داری؛ من پا شدم و آمدم اینجا و با امنیت نشسته‌ام و صحبت می‌کنم و این امنیت در فضای حقیقی است. در فضای مجازی که شما یک شخصیتی از خودت ساخته‌ای، چقدر آنجا امنیت دارید؟ بحث مفصل است  و من نمی‌خواهم ورود پیدا کنم. امروز آن‌قدر رسانه‌ها در حال نو به نو شدن و گسترده می‌شوند که صحبت سر شبکه‌های اجتماعی فقط نیست؛ امروز ۲۳ میلیون جوان در کشور ما دارند گیم بازی می‌کنند. یعنی ۲۳ میلیون جوان، روزانه ۲ ساعت بازی کامپیوتری می‌کنند و آیا در کشور ما آماری کمی است؟  هفته‌ای ۲۳ ساعت بچه‌های ما دارند کارتن و پویانمایی می‌بینند. آمار کمی است؟ امروز رسانه‌ها با زندگی ما عجین شده‌اند و بخشی از زندگی ما شده است. بخشی از رفتار ما و بخشی از فاکتورهای تأثیرگذاری اینها شده است.  ۱۰- ۱۵ سال قبل، مثلاً مادری می‌خواسته بچه خود را در خانه تربیت کند، مواظب بود که بچه مثلاً بیرون نرود، حرف بد نشنود، جای بد نرود، …، اینها را فقط کنترل فضای حقیقی می‌خواست و در جلوی چشم مادر بود؛ یعنی مادر می‌دید که بچه‌اش در خیابان، مثلاً با پسر فلانی چند دقیقه صحبت کرده است و این را می‌دید و لمس می‌کرد. اما در زمان حال چطور است؟ گوشی موبایل دستش است و جلوی مادرش نشسته و می‌تواند از این فضا کنده بشود و وارد فضای نامحدود بشود. می‌تواند از طریق گوشی موبایل با تمام دنیا در ارتباط باشد؛  آیا مادر دیگر می‌بیند که او چکار می‌کند؟ نه. قابل رصد است؟ نه، تازه بعضی از افراد می‌توانند آنجا یک هویت جعلی برای خودشان درست بکنند؛ یعنی هر جوری که می‌خواهند باشند؛ الآن ما دقیق مطالعه می‌کنیم، چرا واقعاً آن‌قدر گرایش به سمت فضای مجازی، در کل دنیا، به‌ویژه در کشور ما زیاد شده است؟ آن چیزی که بیشتر به ذهن می‌رسد، آن است که افراد امروز یکسری خواستگاه‌هایی دارند که  به سبب آن ایجاد فاصله‌ها که در جامعه افتاده است و با آن چیزهایی را که می‌خواهند، نمی‌رسند؛ یک جوان دوست دارد صورت زیبایی خواهی داشته باشد، دوست دارد موقعیت اجتماعی خوبی داشته باشد؛ دوست دارد به او نگاه کنند؛ دوست دارد تحویلش بگیرند؛ دوست دارد غیر از آن چیزی که هست، خودش را نمایش دهد؛ اما در فضای حقیقی نمی‌تواند؛ در فضای مجازی با ساختن یک اکانت یا یک صفحه این قابلیت برایش به وجود می‌آید؛ از‌این‌رو می‌بینید افرادی هستند که به فضای مجازی پناه می‌بردند؛ آن خانمی که در خانه تأمین محبت نشود؛ به فضای مجازی پناه می‌برد؛ آن چیزی که حقش  است، جای دیگر آن را جستجو می‌کند.

این معجونی بود از مباحثی که در حوزه آسیب‌ها و ماهیت‌شناسی وجود دارد؛ اما دوستان خیلی تأکید داشتند که چه باید کرد؟ واقعاً چه باید کرد؟ ما با این وضعیت چکار کنیم؟ دنیا به سمت مدیریت و به تعامل رفته است. بالاخره ما باید با این اینترنت که در زندگی ما ورود کرده است، چکار کنیم؟ تسلیم که نمی‌توانیم بشویم، نمی‌توانیم آن را هم رها بکنیم؛ بنابراین ما باید برای این هم یک فکر مدیریتی داشته باشیم. برای صحبت جدی بر روی این موضوع یک جلسه کافی نیست؛ مثلاً ادعا بکنیم که ما می‌توانیم در مورد مدیریت این فضا صحبت بکنیم؛ آن وقت رشته‌ای که الآن در دانشگاه‌های معتبر دنیا واحد درسی شده است را ما چطور می‌توانیم در یک جلسه بگوییم و مدیریتش بکنیم، نه این شدنی نیست. این فضا ابعاد متعددی دارد، فردی، اجتماعی و…، از این جهت سعی می‌شود در این جلسه یکسری راه‌کارهای کاربردی خدمت شما بیان شود.

تقریباً ۵۰۰ تا از دوستان ما زحمت کشیدند و وقت گذاشتند تا یک اصولی را طراحی کردند که ۱۵۰ صفحه  است؛ در اینترنت هم به هر عنوانی سرچ بکنید به این مباحث منتقل می‌شوید. ۱۵۰ صفحه‌ای که از روان‌شناس، تیم پزشکی، تیم فقهی کمک گرفته‌ایم که برای اینکه ما چکار بکنیم تا رسانه فعلی در زندگی‌مان آسیبش کمتر بشود؛ البته کار فوق‌العاده مشکلی است؛ چون من احساس می‌کنم امروز تمام بار آموزش و مدیریت فضای مجازی بر دوش خانواده‌ها آمده است و بیشتر بحث‌هایی که ما داریم ارتباط سلبی است، بدون تعارف به شما بگویم؛ مثلاً فلان شبکه اجتماعی که مثلاً کاربر در عرض سه دقیقه به دنیای مستهجن متصل می‌شود، مثلاً شما برای این چه راهکار مدیریتی دارید؟ بازی کامیپوتری که خشونت  در هست در خود آمریکا ممنوع است و اگر در خیابان در دست تو باشد، جرم محسوب می‌شود؛ برای این بازی شما چگونه می‌خواهید راهکار مدیریتی بدهید؟ برخی اقدامات سلبی است. دنیا به این سمت رفته است. ۹۷ درصد سایت‌ها در رژیم اسرائیل امروز فیلتر است، در آمریکا ما اینترنت کودک داریم، یعنی یکسری محتواها کلاً از فضای اینترنت کودک برداشته شده است، ولی در کشور ما اینجوری نیست. تمام بار مدیریتی آن بر روی دوش خانواده است. کار فوق‌العاده مشکلی است؛ من اعتراف بکنم اول کار سخت و مشکلی است؛ آن را رها هم بکنید، آسیب قطعی است.

 بیان کردم که یکسری مخدرهای گیاهی بود که فرصت جبران را به شخص می‌داد، یعنی مثلاً شخصی بود ۱۵ و ۲۰ سال مواد مخدر مصرف می‌کرد؛ بعد می‌‌آمد و رهایش می‌کرد و به فضای جدید زندگی بازمی‌گشت؛ ولی الآن مخدرهایی که وجود دارند که اصلاً‌ فرصت جبران به‌طرف نمی‌دهد؛ یعنی طرف تا مصرف می‌کند، تمام شد. کریستال و شیشه که الآن متأسفانه استقبال به سمتش زیاد شده است، ۳۶ کیلو لیتر اسیدسولفوریک را تبدیل به یک کیلوگرم کریستال می‌کنند. خب طرف تا مصرف می‌کند، سلول‌ها را می‌سوزاند، این چه فرصتی برای جبران دارد؛ فرصت جبران نیست. در حوزه آسیب‌های اجتماعی هم همین است، بعضی از آسیب‌ها فرصت جبرانش فوق‌العاده کم است؛ یعنی اصلاً فرصت جبران نمی‌دهد؛ آن پسر‌بچه و دختر‌بچه‌ای که رفته در این فضا یک  صحنه بد و ناجور و مستهجن را می‌بیند، به این راحتی نمی‌شود از ذهنش پاک کرد؛ زمان زیادی می‌برد. آن معتاد اینترنتی را به این راحتی نمی‌‌شود درستش کرد. الآن اساتید، دوستان ما در تهران تیم پزشکی دارند که به ما اسنادی را نشان دادند که در مغز سر بچه ۱۴ ساله اثر تخریبی کراک  است؛ اما کودک کراک مصرف نکرده است؛ می‌دانید یعنی چی؟ کراک یک مخدر فوق‌العاده وحشتناکی است؛ یعنی اثر تخریبی یک کراک در مغزش است، اما کراک مصرف نکرده است. می‌گویند اثر را از یک بازی و انیمیشن گرفته شده است؛ یعنی آن‌قدر این آسیب‌ها جدی است که ما نمی‌توانیم این آسیب‌ها را ندیده بگیریم؛ پس باید کاری کرد؟ ببینید حوزه‌های مختلفی دارد، من امروز تمرکزم را روی یک بخش و آن هم اصول مدیریت رسانه در خانواده است. حذف این فضا فعلاً از زندگی ما غیرممکن است؛ یعنی ما کسی را پیدا بکنیم که بگوید امروز در خانه من نه اینترنت، نه تلویزیون و نه گوشی موبایل است، چیز غیرممکنی است. پس حذف ممکن نیست و باید مدیریت شود؛ ده تا اصل در اینجا به شما معرفی می‌شود که به‌صورت زنجیروار می‌تواند به این موضوع کمک کند. این ده تا اصل مثل دانه‌های زنجیر با همدیگر پیوند دارند؛ یعنی اگر اولی را رها بشود، ممکن است آخری اثر نکند و من تضمین می‌دهم این ده تا اصل را کسی اگر بتواند در خانه‌اش پیاده بکند،  بسیاری از آسیب‌ها در خانه کمتر خواهد شد یا به حداقل خواهد رسید.  بچه‌ها را پای اینترنت نشانده‌ایم که تحرک جسمی و تحرک روحی ندارند؛ ذهنشان به‌وسیله طرف مقابل تسخیر شده است. یعنی طرف مقابل می‌آید ذهن را تسخیر و مدیریت می‌کند. این اتفاقی  است که در این فضا  اتفاق می‌افتد. ما اگر بخواهیم سطوح را دسته‌بندی بکنیم؛ سطوح آسیب‌پذیری فضای مجازی سه تا حوزه فرد، خانواده و اجتماع را دربرمی‌گیرند. در حوزه فردی ما نمی‌خواهیم ورود پیدا کنیم که در حوزه فردی چکار بکنیم یا در حوزه اجتماعی هم ما نمی‌خواهیم وارد شویم، چراکه در حوزه اجتماعی باید مدیریت کلان صورت بگیرد و زیرساخت‌ها اصلاح بشود؛ باید شبکه‌های اطلاعات بیاید؛ اینترنت کودک لازم است؛ اینترنت کودک، یعنی بچه شما ساعت‌ها بنشیند پشت سیستم و هیچ محتوایی بدی در اینترنت نباشد که ببینید؛ این اینترنت کودک است. امروز ما تبلت کودک نیاز داریم. در خیلی از کشورها از جمله خود آمریکا، امروز تبلت کودک است و سیم‌کارت در گوشی موبایل پرس شده است و بیرون نمی‌آید، قابلیت تعویض ندارد. فعالیت‌هایی که بچه از طریق تبلتش انجام می‌دهد، روی گوشی پدر و مادر قابل مشاهده است؛ این نوع گوشی موبایلی را که شما در سن ۱۰ سالگی  برای  فرزندتان بخرید چه آسیبی دارد، فقط یک مقدار کنترل می‌خواهد که کمتر استفاده بکنند؛ اما آیا در کشور ما  این‌گونه است؟ الآن شخص خوشحال است و می‌گوید من تبلت برای بچه‌ام خریده‌ام که سیم‌کارت درونش نیست، اینترنت پر از اکانت‌های مجانی است. اکانت از کشور فلان نمی‌خرند. می‌روند در تلگرام که اصلاً‌ نیازی به سیم‌کارت ندارد، تمام فایل‌ها در گوشی موبایل قابلیت مخفی شدن دارد. راحت می‌شود مخفی‌اش بکند و پدر و مادر را دور بزند. بعضی از اقدامات باید در سطح کلان صورت بگیرد که اینجا بحث من نیست و ورود به آن پیدا نمی‌کنم. بحثمان اینجا در مورد فقط مدیریت خانوادگی است. مقدمتاً من جاهای مختلفی که می‌روم این نکته را هم تذکر می‌دهم؛ چون خیلی بحث مهمی است؛ اگر  انسان سر معقوله تربیت فرزند خود وقت نگذارد، عواقب خیلی وخیمی دارد. من نگاه قرآنی به این بحث داشته باشم؛ قران می‌فرماید: إنما امولکم و اولدکم فتنه؛ اموال و اولاد شما فتنه است؛ اینجا دقیقاً قرآن اسم آورده است که  فرزندان شما فتنه هستند؛ بنابراین وقتی فتنه می‌شود، انسان در فتنه دو حالت دارد:  فتنه، یعنی آزمایش امتحان، یا در امتحان می‌برد و یا می‌بازد. هر دوتا وجهش را قرآن تعریف کرده است می‌گوید: بعضی‌ها در امتحان بچه‌داری می‌برند کسانی هستند که می‌گویند:‌ بچه‌های ما را چشم روشنی‌مان قرار بده؛ بچه چشمش را روشن می‌کند؛ اما بعضی‌ها هستند که در امتحان بچه‌داری می‌بازند؛ کسانی هستند که قرآن می‌فرماید: تعجب نکن بعضی‌ها بچه دارند؛ خدا خواسته است به‌واسطه این بچه در دنیا عذابشان بکنند. برای تربیت رسانه در خانواده اسلامی، ده تا اصل وجود دارد.  نخست، اصل مسئولیت‌پذیری است. دوم، آموزش آگاه‌سازی است؛ سوم، اصل حاکمیت قانون؛ چهارم، اصل جایگزین‌سازی؛ پنجم، الگوسازی؛ ششم، اصل مدیریت؛ هفتم، اصل همراهی؛ هشتم، اصل ایمن سازی؛ نهم، اصل تدریج و استمرار؛ دهم، اصل اقتدار همراه با اعتماد، صمیمیت و مهربانی، این ده اصل هستند.

اصل اول برای مدیریت رسانه در خانواده، اصل حاکمیت است. قانونی که امروز ما در این بحث  بر آن فوق‌العاده تأکید داریم، این است که در خانه باید برای استفاده از رسانه‌ها قانون وضع بشود. اگر نبوده، باید بیاوریم و اگر نیست باید تولیدش بکنیم؛ این در ادبیات ما باید بیاید؛ اصلاً چه استفاده‌ای باید بکنیم. در کشورهای غربی رسانه‌هایی که بین مردم  است،  پیوست فرهنگی دارد. در برنامه پنجم توسعه کشور ماهم این قانون بوده است که هر رسانه‌ای وارد زندگی مردم می‌شود، باید پیوست فرهنگی داشته باشد؛ یعنی بنده مثلاً می‌گویم، دیشب خوابیدم و صبح بلند وقتی بلند شدم، دیدم گوشی موبایلم اینترنتش مثلاً۶۰ برابر بالاتر رفته است؛ این باید یک پیوست فرهنگی داشته باشد که این اینترنتی که سرعتش بیشتر شده است، این مضر است و برای کنترلش این کار و آن کار را انجام بدهد، ولی الآن نیست. شما آیا سرعت گوشی موبایلتان بالا رفت پیوست فرهنگی همراهش بود؟ گوشی موبایل می‌روید می‌خرید، پیوست فرهنگی همراهش است؟ لب‌تاب می‌خرید، پیوست فرهنگی همراهش هست؟ کجا پیوست فرهنگی بوده است؟ اصلاً نیست؛ یعنی حتی برای تلویزیون باید پیوست فرهنگی باشد که این برنامه‌هایش طبقه‌بندی شده باشد.  تا بچه من بتواند چه برنامه‌هایی ببیند، این نیست؛ پس وقتی نیست، خودمان باید آن را وضع بکنیم. ما باید قانونی برای استفاده از رسانه‌ها در زندگی‌مان بنویسیم؛ بعضی وقت‌ها، بعضی افراد مصداق آیه قرآن می‌شوند که می‌فرماید: با دست‌های خودشان، خودشان را به کشتن می‌دهند، یعنی مکرر ما داشته‌ایم که  شخص می‌گویید: شبکه اجتماعی که آمد، زندگی‌مان به هم خورد؛ ماهواره آمد، زندگی من به‌هم خورد؛ یک رسانه دیگر آمد، زندگی من به هم‌ریخت. گوشی موبایل خریدم، بچه‌ام افت تحصیلی پیدا کرد، چرا؟ چون ماقبلش تدبیر نداریم؛ قانون نداریم؛ برخی از قانون‌ها  که می‌شود برای فرزندان اعمال کرد، زیاد است؛ شاید دو یا سه تا کتاب  اینجا از قانون‌های کلی می‌توان نوشت. اما برخی از این قانون‌هایی که بسیار کاربردی است، من خیلی گذرا به آنها اشاره می‌کنم؛ بازی‌هایی که مثلاً مسائل غیراخلاقی، هیجان کاذب، جادوگری، سرقت و اینها دارند، می‌تواند ممنوع باشد. این باید به‌صورت یک قانون در خانه باشد. در دنیا الآن  مرسوم  است که اینترنت ۱۲۸ کیلوبایت بیشتر استفاده نمی‌کنند، چون بیشترش برای یک خانواده که استفاده معمولی دارند، مضر است. باید قانون باشد که فرزندان در یک ساعت در روز از اینترنت و استفاده کنند یا یک ساعت مشخص این کار را انجام دهند. در بعضی از خانواده‌ها ساعت ۷ صبح شبکه پویا روشن  و ۱۱ شب خاموش می‌شود؛ این اشتباه است. ما باید قانون بگذاریم که فرزندان در محیط‌های خلوت حق استفاده از اینترنت را ندارد. یا قانون بگذاریم که در مهمانی‌ها در رفت‌و‌آمدها از گوشی موبایل استفاده نکنیم؛ من حتی مورد می‌بینیم  که در پارک فضایی هست که همه باید بازی بکنند؛ ولی ۲ و ۳ بچه نشسته‌اند با تبلت بازی می‌کنند؛ این چقدر ضعف مدیریتی است؛ یعنی نتوانسته است حتی مدیریت بکند در فضایی که امکان بازی است، بچه‌اش سراغ این چیزها نرود. بچه‌ها زیر ۱۸ سالگی مالک گوشی و لب‌تاپ نباید بشوند؛ تا یک سن که اصلاً نباید استفاده بکنند و تا یک سن نیز نباید مالک بشوند و در سنی که مالک می‌شوند، یکسری محدودیت‌ها باید رعایت بکنند. مثلاً تا سن ۱۰ سالگی استفاده برای بچه‌ها ممنوع باشد، چون ذهن و فکر بچه زود است که در این فضا وارد شود، چون اصلاً تحلیل نمی‌تواند بکند؛ اما ۱۰ و ۱۱ ساله که شد، دیگر نمی‌تواند می‌گویم بچه استفاده نکند؛ یعنی یک تبلت یا گوشی، لب‌تاب خانه برای خانه می‌خریم و می‌‌گذاریم بچه از آن استفاده کند، همه هم می‌دانند مالکیتش با پدر و مادر است؛ خاصیت این کار چیست؟ خاصیتش این است که پدر و مادر می‌توانند موضوع را کنترل بکنند؛ اگر بچه زیاد استفاده کرد، لب تاب یا تبلت مال من است و می‌توانم با خودم آن را جایی همراه خودم ببرم. نباید بچه احساس مالکیت کند؛ یک نفر می‌گفت؛ یک لب تاب برای بچه‌ام خریدم،  چند روز استفاده کرد، یک روز در سالن خانه نشسته بود و  داشت استفاده می‌کرد، من آمدم رد بشوم گفت، بابا یک‌لحظه نیا، گفت: دارم چیزی اینجا می‌بینم که برای تو خوب نیست، یعنی بچه به بابا می‌گوید: چیزی دارم می‌بینم که برای تو خوب نیست، یعنی کار به اینجا می‌کشد، چون احساس مالکیت می‌کند. قفل سر گوشی موبایل، لب‌تاپ می‌گذارند؛ والدین ممنوع  که دست بزنند تا هم حرف می‌زنیم می‌گویند قانون حقوق بشر و… . نه این حرف‌ها نیست،  شما مؤظف هستی سر گوشی موبایل و لب‌تاپ بچه‌ات بروی، که ببینی آنجا چکار می‌کند؟ فضا، فضای خطرناکی است. اصلاً نمی‌شود بچه را آنجا تنها گذاشت؛ اصل اول اصل حاکمیت قانون است. اصل دوم اصل مسئولیت‌پذیری است؛ صحبت‌های متعددی که ما می‌کنیم پیرامون این فضا که  شخص می‌گوید: چرا جلویش را نمی‌گیرند؟ چرا آن را نمی‌بندند؟ چرا کنترل نمی‌کنند؟ خب نمی‌کند الآن شما چکار می‌خواهید انجام بدهید؟ بالاخره باید مسؤولیت خانواده خودت را بپذیری؟ قرآن می‌فرماید: خودتان و خانواده‌تان را از  آتش جهنم نجات بدهید؛ ما وظیفه و مسئولیت داریم ما نمی‌‌توانیم شانه خالی بکنیم. سه تا مسئولیت اینجا ما آورده‌ایم. ۱٫ مسئولیت در سطح کلان، یعنی در سطح کلان کشوری باید یکسری مسئولیت‌ها را بپذیرند؛ امروز اینترنت بعضاً به خانواده‌ها آسیب می‌زند؛ امروز خانواده‌ها نگران هستند. می‌گویند ما با گوشی موبایل بچه ما چکار کنیم؟ چقدر نظارت بکنیم. آخر یک ساعت، دو ساعت، یک روز، ده روز است؛ می‌شود دغدغه‌ها را کمتر کرد؛ می‌‌شود یک روز ما مثل کره و ژاپن و چین، شبکه ملی اطلاعات داشته باشیم که درونش دسترسی به مستهجن محدود بشود، شدنی است.

یک بخش نیز مسئولیت‌پذیری خود والدین است؛ یعنی من باید مسئولیت بچه خودم را بپذیرم. آقا اصلاً هیچ کنترلی  بر روی فضای مجازی، فرض کنید که نیست؛ پس من هم باید آن رها بکنم؟ نه باید مسئولیت‌ بپذیری و آن را کنترل کنید؛ یک‌وقت اتفاقی می‌افتد که آن‌وقت جبرانش واقعاً غیرممکن است. مدرسه‌ای من را دعوت کردند که سخنرانی کنم. رفتیم سخنرانی، وسط سخنرانی خانم معلم دست بچه‌ای را گرفت و آورد، تمام‌صورت این بچه را پانسمان کرده بودند، گفت در مورد این هم حرف بزنید، گفتیم  چه شده که حرف بزنیم؟ گفت که دو تا بچه تو حیاط مدرسه دعوایشان می‌شود یک بچه قلم تیزش را درمی‌آورد و می‌زند تو چشم آن یکی که ۷۰ درصد چشمش تخریب شده بود؛ گفتم این چه ربطی به ما دارد؛ خانم گفت؛ من اولین کسی بودم که رسیدم بالای سر این بچه که مدادش را فرو کرده بود در چشم دوستش، به او گفتم چرا این کار را کردی؟ می‌گفت: تنها جمله‌ای که به من گفت:  این بود که می‌خواستم مثل باب اسفنجی بزنم نابودش کنم، نشد؛ بچه‌ای که خدای ذهنش آن انیمیشن است که دیده شده، می‌خواهد مثل او زندگی و رفتار بکند. آنها هم که در این چیزها خیلی قوی هستند؛ یعنی یک انیمیشن نشان می‌دهد، پیوست فرهنگی‌اش را بروید نگاه بکنید. تو دفترش آمده، روی کیف، کتاب و پیراهن آمده است. کاری کرده‌اند که بچه من وقتی می‌رود در مغازه و می‌خواهد یک کیف بخرد، نه کاری به رنگش دارد، نه کاری به سایز و جنسش دارد، فقط آن کیفی برمی‌دارد که عکس فلان کارتن باشد. می‌شود این فضا را رها کرد؟ نه، ما باید مسؤولیت را بپذیریم. کار فوق‌العاده مشکلی است؛ من تلویزیون، گوشی موبایل و لب‌تاپ را باید کنترل بکنم؟ بله. این مسئولیت را باید بپذیری.  موضوع سوم که در بحث مسئولیت‌پذیری بحث می‌شود؛ این است که  ما باید کودکانمان را مسئولیت‌پذیر بار بیاوریم؛ این خیلی مهم است؛ یعنی بچه من یک بچه‌ای باشد که اگر به او گفتم فلان انیمیشن نبیند، واقعاً نبیند؛ بفهمد برایش بد است. ما به لحاظ ساختار خانوادگی که یک مقدار بهم ریخته  شده‌ایم؛ خانواده‌ها خلوت شده است و معمولاً یکی، دو تا بچه،  بچه‌های مسئولیت‌پذیری نیستند؛ چون بالاخره علاقه پدر و مادر معطوف به یک بچه شده است. این بچه آن‌قدر علاقه پدر و مادر به او  می‌تابد که اصلاً پدر و مادر، دل این را ندارد کمی بچه را زیر بار مسئولیت ببرند. درصورتی‌که ما روایت داریم که بچه بعد از ۷ سالگی اول باید در حیطه مسئولیت‌پذیری وارد شود؛ یعنی بچه باید. باید مثل یک برده از تو حرف گوش بکند و مسئولیت‌پذیر بشود. بچه باید مسئولیت‌پذیر باربی‌اید. خیلی جاها ما این بحث را مطرح می‌کنیم که می‌گویند: بچه من حرف گوش نمی‌گیرد، چطوری گوشی موبایل را ازش بگیرم؟ چطوری از پای تلویزیون بلندش بکنیم؟ چطور بهش بگویم بازی کمتر بکند؛ گوش نمی‌گیرد؛ این گوش نمی‌گیرد یعنی شما در اصل تربیت عقب مانده‌اید. تازه ۳ تا جلسه باید بیایید مشاوره تا چطور بچه‌ات را مسئولیت‌پذیر بار بیاوری.

 اصل سوم اصل آموزش و آگاه‌سازی است. ما داریم اصول زنجیره‌ای مدیریت رسانه را در خانواده بررسی می‌کنیم. اصولی که به ما کمک می‌کند تا رسانه در خانواده، رسانه امنی باشد؛ البته تمام امنیت را نمی‌تواند ایجاد بکند، بلکه بخشی از امنیت را برای ما به وجود می‌آورد. اصل سوم، اصل آموزش آگاه‌سازی است. البته این اصولی که ما اینجا تعریف می‌کنیم، ممکن است، کسی برود و استفاده دیگری از آنها بکند، این اصول کلی تربیت است که بسیار نیز کارآمد است. شما در حوزه‌های دیگر نیز می‌توانید از آن استفاده کنید. امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: بهترین کمک برای پاک ماندن خرد تعلیم  است،  باید آموزش بدهیم و امروز آموزش در کشور ما خیلی اندک و محدود است و روی آن سرمایه‌گذاری کمی می‌شود. در کتاب‌های ابتدایی ما باید آموزش سواد رسانه‌ای باشد. شما می‌دانید که الآن بچه‌ها قبل از اینکه ۷ سالشان تمام شود، حتماً سراغ موبایل می‌روند و حتماً کارتن و انیمشین می‌بینند؛ بنابر‌این باید بر روی افزایش سطح سواد و آگاهی او تمرکز بیشتری شود. ما چه آگاهی به بچه‌هایمان بدهیم؟  در اینجا ۴ شاخصه وجود دارد؛ شاخصه اول، چیستی رسانه است؛ پیشتاز اینکه هم خودمان بفهمیم و هم به بچه‌هایمان یاد بدهیم که این رسانه موبایل چیست؟  شخص رفته و یک گوشی موبایل برای بچه‌اش خریده و می‌گوید گوشی موبایل است؛ این گوشی‌های ساده قبلاً بود، با آن می‌شد فقط زنگ بزنی و هیچ کارایی دیگری نداشت؛ تو  خیال خودش رفته آن را برای بچه‌اش خریده است؛ اما نمی‌داند در ساختار این گوشی موبایل، الآن هر اتفاقی شما می‌دانید که می‌‌تواند رقم بخورد. الآن شبکه‌‌های اجتماعی آمده است که ساختارش طوری است که به‌راحتی به ماهواره وصل می‌شود؛  قابلیت سرچ نامحدود دارد؛ یعنی شما اینجا بنشین و سرچ بکنید تا شعاع ۱۰،  ۲۰ و ۱۰۰ کیلومتر هر چی بخواهید، آن جنس مخالف را پیدا می‌‌کند و مقابل شما قرار می‌دهد؛ این گوشی موبایل، دیگر یک گوشی موبایل ساده است؟ چیستی را ما بفهمیم؛ الآن به‌راحتی می‌شود با تبلتی که سیم‌کارت نمی‌خورد به اینترنت متصل شد. تبلتی که سیم‌کارت رویش نیست، می‌شود وارد شبکه‌های اجتماعی شد، اکانت ساخت و وارد فیسبوک و…،شد. اینها را دست کم نگیرید. چیستی رسانه؛ ۲٫ مالکان یا گردانندگان رسانه‌های دیجیتال چه کسی  هستند؟ باید صریح در مورد اینها حرف بزنیم؛ الآن  نزدیک ۳۰ سال است به ما گفته‌اند دچار تحریم‌های فلج‌کننده هستیم. ما حتی برای سرنگی که برای آمپول به مریض‌هایمان می‌زنند، تحریم بودیم؛ یعنی آمپول نمی‌دادند به ما که به مریض‌مان بزنیم؛  کاری که در سازمان بین‌الملل ممنوع است؛ یعنی آن چیزهای که با جان انسان‌ها در ارتباط است حق ندارند  آن را برای مردم ممنوع و تحریم کنند. برای شما جالب نیست که سالیانی که تحریم‌هی شکننده علیه ما بوده است، ولی ما در شبکه‌های اجتماعی، گوشی و اینترنت هیچ‌وقت تحریم نشدیم؛ الآن به‌روزترین گوشی موبایل تا ساخته می‌شود، فردا در کشور ما عرضه می‌شود.

مگر نمی‌توانند در گوشی موبایل ما را تحریم بکنند؟ چرا نمی‌کنند؛ شرکت ماکروسافت در ویندوز ما را تحریم کرده است و الآن ویندوز اورجینال را ما نمی‌توانیم استفاده کنیم؛ هرچند هزینه زیادش هم بدهیم. اجازه نمی‌دهد ما نرم‌افزار بخریم و ممنوع است؛‌ اما چرا در شبکه اجتماعی ما الآن آزاد هستیم و راحت می‌توانیم اکانت بسازیم و فعالیت بکنیم؛ جای سؤال برای شما نیست؟ چرا برخی شبکه‌های اجتماعی به‌راحتی دارند به ما خدمات می‌دهند؟ مجانی به ما خدمات می‌دهند، دلشان برای ما سوخته است؟ اینها جای دارد؛ چرا امروز ۸۰ درصد یا بیشتر از شبکه‌های اجتماعی ما داریم استفاده می‌کنیم؛ در صورتی که برگشت آن به آمریکا است و کسی هم نیست در این کشور حرفی بزند؛ بنابراین بایدونبایدهای رسانه دیجیتال را باید به بچه‌ها آموزش بدهیم. اینها رکن آموزش است که بسیار کاربردی است.

اصل ۴ اصل الگوسازی است؛ یعنی ما باید برای بچه‌هایمان الگو بسازیم؛ امروز خاصیت انیمیشن و بازی کامپیوتری ساختن الگو برای بچه‌ها است؛  برای بچه‌ها، بعضی از این شخصیت‌هایی که در بازی‌ها و انیمیشن هستند، خدای ذهنشان شده است. تست TAT را روی ۱۰۰  کودک ما انجام دادیم؛ خدای ذهن تمام این کودکان، شخصیت‌های کارتنی است که می‌بینند؛ دارند الگو و جایگاه تعریف می‌کنند؛ ما در این وضعیت باید چه‌کاری انجام دهیم؟ باید برای تعریف الگو برای فرزندمان پیشگام بشویم. الآن  شهدا و علما، دانشمندان و حتی اندیشمندان معاصر ما را بچه‌ها نمی‌شناسند، اما فلان شخصیت کارتونی را  کامل می‌شناسد؛ فلان بازیگر فوتبال را خوب می‌شناسد و از جزئیاتش هم خبر دارد.

اول الگوسازی است؛ مسئله دوم، در مدیریت رسانه، والدین خودشان باید برای فرزندانشان الگو باشند و در مصرف اصلاً غیر از این چاره‌ای نیست. غیرازاین راهی نیست. ما باید خودمان برای استفاده الگو باشیم؛ وقتی من خودم گوشی موبایل دستم است و دارم کلش بازی می‌کنم، نمی‌توانم بچه‌ام را بزنم و بگویم از پای تلویزیون بلند شود. خودت درگیر هستی؛ باور بکنید. اتفاق می‌افتد طرف مثلاً دخترش یا پسرش را مشاوره آورده است، وسط حرف‌ها یا دختر یا پسر می‌گویند، ۲ و ۳ نفر باید بشیم و مادر خودمان را مشاوره ببریم؛ اگر من روزی نیم ساعت استفاده می‌کنم، او روزی ۳ ساعت استفاده می‌کند؛ ذات نایافته از هستی، کی تواند که شود هستی‌بخش؛ امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: هرکسی خودش را جلو قرار داد، باید اول از خودش شروع بکند. ما بعضی‌هایمان خودمان زیاد و بی‌جهت استفاده می‌کنیم؛ خودمان پشت فرمان استفاده می‌کنیم، فرزندمان هم یاد می‌گیرد. الآن کمپینی ما در شبکه‌های اجتماعی راه انداختیم که بحثش مطرح است و بعضی از بازیگران سینما نیز به این کمپین پیوستند؛ اسمش کمپین بازگشت به زندگی است؛ این کمپین ۲۰ سال قبل در آمریکا راه افتاده است؛ البته به این عنوان نبوده است. اسمش را تغییر دادیم؛ در آمریکا ۲۰ سال قبل کمپینی بود تحت عنوان بزن تلویزیونت را بشکن؛امروز  ما بهش می‌گوییم کمپین بازگشت به زندگی، یعنی به زندگی برگردیم، الآن رسانه‌ها در زندگی ما زیاد هستند، ما فقط از فضای مجازی روزی ۶ ساعت استفاده می‌کنیم و حالا کمش می‌کنیم؛ آمدیم در این کمپین گفتیم که جمعه بدون اینترنت باشیم؛ یعنی جمعه بدون اینترنت. یک جمعه در خانه تنها پیش زن و بچه هستی، دیگر اینترنت می‌خواهی چکار کنید. گفتیم همان‌طوری که دم در کفش را در می‌آوردید، موبایل را نیز دم در بگذارید و وارد خانه شوید. این موبایل نباید در زندگی ما باشد، بعضی‌هایمان در رختخواب  هم که می‌روند و خصوصی‌‌ترین لحظات زندگی گوشی موبایل می‌برند، حیف که وقت و موضوع بحث نیست، وگرنه چیزی عجیبی نشان شما می‌‌دادم که دسترسی به گوشی موبایل و به میکروفن چگونه است و به‌راحتی حک می‌شود؛ افراد زیادی ما داریم که در این فضا اطلاعاتشان حک شده است.شخص می‌گوید شب خوابیدم و صبح بلند شدم، دیدم یکی تو تلگرامم دارد دور می‌زند، گفتم تو کی هستی؟  می‌گوید حکت کردم؛ تو الآن یک سرچ می‌کنی، نرم‌افزار‌های مختلفی هست که در این فضا دارند عملیات حک درونش انجام می‌دهند. اطلاعات مردم را برمی‌دارند و پخش می‌کنند؛ اینترنت پر از اطلاعات افراد با آبرویی  است که دوست نداشتند، عکسشان لو برود. ما خودمان باید در استفاده از رسانه‌ها برای فرزندانمان الگو باشیم. اگر بتوانید این کار را انجام بدهیم، فرزندانمان هم یاد می‌گیرند. الآن دعوای ما  در دفتر مشاوره، سر قفل گوشی موبایل است، آقا برای خانم قفل گذاشته، خانم برای آقا و بچه برای جفت اینها قفل گذاشته است. الآن دعوای بسیاری از مراجعان ما، سر قفل گوشی موبایل است.

خانمی مشاوره آمد که با شوهرشان دعوای شدیدی سر همین قفل گوشی موبایل داشتند؛ مثلاً خانم برگشت و گفت که این هر قفلی که می‌گذارد سر گوشی موبایلش من می‌فهمم؛ شوهر هم خیلی برایش سؤال بود، هر چی اصرار کرد که خانمش به او بگوید که چطور  این را می‌فهمد، می‌گفت که نمی‌گویم. من خواهش کردم گفتم خانم اگر می‌شود شما به ما بگویید که چطور این را می‌فهمید که من تازه آنجا به شگفتی تازه‌ای پی بردم، گفت: حاج‌آقا ۵ روش دارد، من یک روش را به شما می‌گویم. خیلی برایم جالب بود، گفتم چطوری؟ گفت شوهرم گوشی را می‌گذارد برمی‌دارم با یک‌چیزی گوشی را کامل تمیز می‌کنم، دوباره می‌گذارم همان‌جا شوهرم می‌‌آید و رسم را می‌کشد؛ کارش را انجام می‌دهد و می‌رود تا گوشی را می‌گذارد، من گوشی را جلوی نور می‌گیرم و قشنگ جای دستش روی صفحه موبایل افتاده پس رمز را پیدا می‌کنم. گفتم این چطور به ذهن شما رسید؟ از کجا به ذهن شما رسید؟ این چیزهایی که الآن مردم سرش دعوا دارند، حریم خصوصی، بی‌اعتمادی چرا؟ ببینید در خانه برای بچه و همسر گوشی موبایل نباید قفل داشته باشد؛ به‌ویژه برای بچه،  اگر هم قفل دارد، قفلش را بداند؛ خاصیتش چیه؟ وقتی بچه با گوشی موبایل بدون قفل بابا،  بزرگ  شد؛ بعدها می‌فهمد اگر یک روز گوشی موبایل خرید، نباید قفل داشته باشد، چون گوشی پدر قفل نداشته است.

 چقدر امنیت دارد گوشی که بابا بتواند به آن سر بزند؛ چقدر امنیت می‌دهید، فرزند دیگر آرام نیست و می‌داند پدرش سر می‌زند و هر جایی نمی‌رود و هر کاری  نمی‌کند؛ حداقل نگرانی‌اش یک مقدار بیشتر  است نه اینکه گوشی موبایلش را رمز بگذارد و احساس آزادی کند که دیگر پدر و مادر کنترل ندارند.

اصل پنجم، اصل مدیریت مصرف است؛ یعنی ما چطوری مصرف بکنیم؟

طبق چه شاخصی رسانه در خانه‌مان مصرف بکنیم؟ الآن بعضی جاها این موضوع رها شده است. اینترنت در اتاق‌خواب بچه ۱۶ و ۱۷ ساله، کنارش گوشی موبایل تحت اختیار بچه، خودتان  درگیر گوشی موبایل؛ تلویزیون ۷ روشن میشه تا  روشن است. بچه‌ات فلان بازی را می‌کند و شما نمی‌دانید چکار می‌کند، آسیب جدی است. ما برای مدیریت مصرف، ۵ تا شاخصه آوردیم که این ۵ تا شاخصه در  آن به ما کمک می‌کند. ۱٫ مدیریت نیاز کودک؛ ۲٫ مدیریت ابزار؛ ۳٫  مدیریت محتوا؛ ۴٫ مدیریت زمان؛ ۵٫ مدیریت مکان؛ همین ۵ تا را شما  به ذهنتان بسپارید، رسانه در خانه‌تان امن خواهد بود.

 اول. مدیریت نیاز، یعنی اینکه بچه من در چه سنی و به چه رسانه‌ای نیاز دارد؟ این خیلی سؤال مهمی است؛ خانمی به دفتر مشاوره مراجعه کرده بود و می‌گفت: بچه من به مشکل خیلی عجیبی گرفتارش شده است؛ بچه ۱۲ ساله، رفتارهای مشکوک دارد؛ رفتارهایی که اصلاً  برای سن این بچه نیست؛ بررسی کردیم و دیدیم ته آن به گوشی موبایلی رسید که در سن ۱۲ سالگی برای بچه خریداری شده است؛ چه گوشی؟ گوشی جی فور الجی که شاید ۰۰۰/۸۰۰/۱ هزار تومان قیمتش بود؟! قضیه برای ۷ و۸ ماه قبل است؛ بعد بچه در موبایل خود، شبکه‌های اجتماعی به اسم تلگرام نصب کرده و از آن به ۳  و ۴ کانال مستهجن وارد شده و عضو آن شده است. من سربسته می‌گویم، یک کانال آن کانال ارتباط جنسی با محارم است؛ می‌گوید نیست؟ سرچ ساده بکنید؛ بچه ۱۲ ساله به بلوغ زودرس جنسی می‌رسد که حالا بحثش مفصل است، آن‌وقت وقتی بچه عقلاً نفهمد، جنساً بفهمد چه اتفاقی می‌افتد؟ همان مسئله‌ای که در قرآن نهی شده  است، قرآن می‌فرماید: به بچه‌تان یاد بدهید وقتی به اتاق پدر و مادر بخواهند ورود پیدا کنند، در بزنند؛ چرا؟ چون ممکن است پدر و مادر در حالتی باشند که نباید آنها ببینند و تأثیر بدی بر آنها ‌بگذارد؛ اینها  از جمله مسائل کلیدی و بسیار مهمی است؛ قبلاً  بیان شد که بچه‌های زیر۱۸ سال، مالک گوشی موبایل نباید بشوند؛ بعد از ۱۸ سال هم اگر گرفتید به شرط برای او بخرید؛ قبل از اینکه بخرید شرط بگذارید نه اینکه بخرید و دستش بدهید و بعد که آسیب می‌بیند، حالا بیا برایش شرط بگذارید؛ اینجور نمی‌‌شود؛ پسرم برایت گوشی می‌خرم، اما با این شروط، حتی شرط‌ها را بنویسید، بد نیست؛ باید بدانید بچه‌تان در چه سنی و به چه رسانه‌ای نیاز دارد. این نیاز خیلی مهم است. بعد نوبت مدیریت ابزار می‌شود.

حالا نیاز مشخص شد، یک وسیله برایش می‌خواهم بخرم، کل بازار ایران را بگردید یک محصول بازی پلی‌استیشن پیدا نمی‌کنید که ایرانی باشد؛ یک بازی ایکس باکس پیدا نمی‌کنید که ایرانی باشد؛ وقتی خارجی باشد، قطعاً آسیب همراه خودش دارد؛ حالا نوبت مدیریت محتوا می‌رسد؛ چه ابزاری ما برای بچه‌مان بخریم؛ محتوا باید رصد بشود و پدر و مادر باید سر بزنند؛ دو تا مدیریت است که فوق‌العاده مهم است مدیریت زمان و مدیریت مکان؛ بچه‌ها چه تایم زمانی از این رسانه استفاده کنند؟ من شاید  ۱۰- ۱۵ تا مقاله در این حوزه دیده‌ام؛ بچه من از صبح تا شب که بلند می‌شود، ۴۵ دقیقه تا یک ساعت، باید در این فضا باشد و دسترسی به این رسانه‌ها داشته باشد؛ منظور کل رسانه‌هاست؛ یعنی انیمیشن، بازی کامپیوتری و گوشی و…، همه جمعاً کمتر یک ساعت باشد.

الآن ببینید چه خبر است، همین الآن ۲ ساعت سرگرم گوشی موبایل پدرش است؛  حداقل ۴ ساعت دارد تلویزیون می‌بینید و ما نمی‌توانیم بگوییم نباشد، کنترل که می‌‌شود کرد؟ حاج آقا چکار بکنم؟ الآن ما مؤظف هستیم وضعیت برای بچه‌‌هایمان درست بکنیم و یک بستری ایجاد بکنیم که بچه کمتر آسیب ببیند. مدیریت زمان، به بچه‌ها بگوید در مهمانی‌ها استفاده نکنند؛ به بچه‌ها بگوید شب کمتر استفاده بکنند؛ قبل از خواب استفاده اینها ممنوع است؛ تا زمانی که جایگزین است، به‌هیچ‌وجه از اینها استفاده نکنند. نکته آخر، مدیریت مکان است؛  حالا زمان مشخص شد، ابزار مدیریتی را گرفتم، کجا بچه من دسترسی داشته باشد؛ بچه‌ای در محیط خلوت دسترسی به این فضا داشته باشد، برایش سم است؛ خودمان را قضاوت بکنیم، من خودم وقتی در یک فضای تنها به این محیط دسترسی پیدا بکنم، دوست دارم چیزهایی دیگر سرچ بکنم یا نه؟ بچه‌ها هم این طریق اولویت درونشان هست. بچه‌ها بیشتر به سمت این فضا گرایش پیدا می‌کنند.

هیچ‌وقت کامپیوتر را در اتاق‌خواب بچه نگذارید که بچه با او تنها بشود. اگر بچه در اتاق‌خواب با کامپیوتر تنها بشود، سراغ چیزهای دیگر خواهد رفت؛ کامپیوتر را در پذیرایی خانه بگذارید. که هم در دسترس باشد، هم ببینید.

یک‌سری سایت‌های مفید مثل Ircg.ir، طوسی اکادمی و…، سایت‌های خوبی برای بچه‌ها است. آخرین سایتی که بسیار مفید و کاربردی است،  سایت بنیاد ملی بازی‌های کامپیوتری است که الآن ما در مورد بازی‌ها صحبت کردیم؛ آقا می‌گوید من بازی را نمی‌شناسم که بروم در بازار چند تا بازی  را بررسی کنم و برای بچه‌ام بخرم؟ نیاز نیست شما بررسی کنید، همین آدرس را بزنید، شما را راهنمایی می‌کند. یک ایکن جلوی شما باز می‌شود و این آیکن که باز شد، شما اسم بازی و سن بچه‌تان را می‌زنید، برای شما مشخص می‌کند؛ خودش می‌رود بررسی می‌کند به شما می‌گوید این بازی برای بچه مفید  است یا نیست؟ رنگ سبز، قرمز و زرد به شما معرفی می‌کند، زرد احتیاط، قرمز ممنوع، سبز مجاز، این در سایت وجود دارد. بچه‌ها می‌توانند استفاده بکنند؛ اصل ششم اصل جایگزین‌سازی است. ما در مدیریت مصرف می‌گوییم باید جایگزین برای رسانه‌ها بگذارید؛ یعنی اینجور نباشد که بچه از پای تلویزیون بلند بشو و دیوار را نگاه بکن؛ نمی‌تواند دیوار را نگاه بکند. بعضی مواقع نیاز به گفتن نیست، همین‌که فهمیدید که بچه غرق در تلویزیون می‌شود، بهتر است در همان خانه، یک بازی دو نفری راه بیندازید. کتاب آقای عباسی ولدی  به اسم بازی، بازوی تربیت، شاید نزدیک به ۲۰۰ – ۳۰۰ بازی مفید آورده که در خانه می‌توانید انجام بدهید؛ اصلاً ‌بازی درمان است؛ بازی، وسیله تربیت است. ما الآن مشکل‌مان این است که فکر می‌کنیم تا یک بچه را می‌خواهم تربیت بکنیم، فوری باید انگشت طرفش دراز بشود و مستقیم به بچه تذکر بدهیم؛ درصورتی‌که کمترین کارایی را این مدل تذکر دارد. شما می‌توانید این جریان را در یک بازی تعریف بکنید؛ مگر نبودند اهل‌بیت ما که خیلی چیزها را در قالب بازی می‌گفتند؛ در قالب نمایش می‌گفتند. خیلی از مفاهیم را در قالب بازی می‌توان انتقال داد؛ الآن بازی‌ها متأسفانه به سمت بازی‌هایی که بیشتر فکر را درگیر می‌کند، رفته است؛ بیشتر همراه خشونت هستند؛ الآن بازی کامپیوتری وجود دارد که نوع استفاده‌اش این است که شما در هر یک دقیقه ۴ تا آدم بکشید؛ پس این بازی که این‌جوری بیاید و طراحی بشود، چقدر صدمه و آسیب به یک بچه می‌زند؟ این باید کنترل شود. در مدیریت جایگزین دو تا بحث داریم: ۱٫ مدیریت غیر نرم‌افزاری؛ می‌گویم هر چی می‌توانید این رسانه‌ها را کم بکنید و خودتان جایش بنشینید. آدم جایش بنشیند، یعنی بچه من اگر بنا  است روزی ۳ ساعت بازی کامپیوتری کند، این سه ساعت را تبدیل به یک ساعت کنید و دو ساعت خودت با او بازی کن. خودت کنارش باش و با او حرف بزن؛اگر هم بچه‌ها می‌خواهند از نرم‌افزار استفاده بکنند از نرم‌افزارهای بومی کنترل شده استفاده بکنند. نرم‌افزارهای دیگر بحثش مفصل است و آسیب می‌زند.

مثال: برای تمام چیزهایی که شما امروز استفاده می‌کنید ما نمونه ایرانی‌اش داریم، آقا کیفیتش پایین است، بله پایین است، مثل خارجی‌اش نمی‌شود، اما کار که راه می‌اندازد و من اگر از ایرانی‌اش استفاده کنم:

  1. حمایت از تولید ملی کرده‌ام؛
  2. اطلاعات من درون کشورم ذخیره شده و به بیرون درز پیدا نکرده است؛
  3. این مسیر وابستگی را منقطع کردم، شما وقتی از یک نرم‌افزار داخلی حمایت بکنید، این  نرم‌افزار تقویت می‌شود.

فردا می‌تواند بهتر از آن را بسازد؛ جالب است بدانید نرم‌افزاری‌هایی که امروز غولی برای خود در دنیا شدند، روزهای ابتدایی‌شان به کیفیت نرم‌افزارهایی که ما امروز ساختیم نبودند. قدر بدانید، می‌گویم من از تو تلگرام درآمدم و توی سروش که یک شبکه اجتماعی داخلی است، رفتم، می‌گوید آقا کیفیت ندارد، مگر تلگرام روزها و سال‌های اول یادتان نیست، مگر وات ساب روزهای اول یادتان نیست؛ این کیفیت را نداشت؛ رفتید و آن را آباد کردید، الآن ۴۵ میلیون ایرانی در تلگرام آبادش کردند؛ بیایید و همان داخلی را هم آباد کنید. نرم‌افزارهای داخلی‌ حداقل دیتا ماینینگ روی شما صورت نمی‌گیرد؛ دیتا ماینینگ، مدیریت ذهن است؛ یعنی فرد وقتی در این فضا قرار می‌گیرد، اصلاً خودش هم نخواهد، ذهنش کنترل می‌شود و به یک سمت می‌کشاندنش؛ دیتا ماینینگ در شخصیت‌شناسی بحث فوق‌العاده مهمی است. ببینید این دیگر دست شما نیست، مالکان شبکه‌های اجتماعی می‌گویند از طریق دیتا ماینینگ ما امروز قدرتی داریم که وقتی افراد می‌آیند آنجا ۷۰ لایک انجام می‌دهند، بر اساس این ۷۰ لایک ما آن را بهتر از دوستش می‌شناسیم. وقتی لایک‌شان از ۷۰ تبدیل به ۱۴۰ می‌شود، می‌گویند ما او را بهتر از پدر و مادرش می‌شناسیم. وقتی لایکش از ۱۴۰ تجاوز می‌کند به ۲۴۰ و ۳۴۰ می‌رسد، بر اساس این لایک‌ها و فعالیت‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی انجام می‌دهد، از طریق دیتا ماینینگ ما ایشان را بهتر از خودش می‌شناسیم. این را خودت هم نمی‌دانی که گوشی موبایل چقدر از تو شناخت دارد. معادلش هم خیلی ساده و راحت است. الآن من حقیقتاً در جمع خیلی از کارها انجام نمی‌دهم، شما هم انجام نمی‌دهید؛ انسان محافظه‌کار است، آبرو و جایگاه شخصیتش را دوست دارد، اما وقتی انسان به خلوت و در محیطی که این چشم‌ها از انسان کنده می‌شوند، می‌رود، آن من، بیشتر بروز پیدا می‌کند؛ از‌این‌رو ما می‌گوییم فضای مجازی، فضای حقیقی نیست، فضای حقیقی، بروز درون انسان‌ها است؛ یعنی آنجا تو تازه می‌گویی چه کسی هستی وگرنه اینجا جایگاه و…، نیستی؛ خلاصه کاری نمی‌کردی، آنجا که می‌روی خودت را نشان می‌دهی، آنجا که می‌روی، من بروز پیدا می‌کند؛ شما فرض بکنید در محیطی وارد می‌شوید که نقابی بر روی صورتتان باشد، اصلاً کسی نفهمد که شما چکار می‌کنید؛ می‌دانید آنجا چه اتفاقی می‌افتد؟ انسان دیگر قید و بند ندارد.

می‌گوید از آبرویم که نمی‌ترسم، من آنجا ورود پیدا می‌کند، حالا چه کسی دسترسی دارد که شما، در خلوت چکار می‌کنید؟ همین شبکه‌های اجتماعی،  تک‌تک کنترل و رصد می‌شوند،  شخص چه چیزی شیر کرد و چه چیزی دنبال کرد. اینها همه رصد می‌شود، به‌محض اینکه تأثیرگذار باشید، حذفتان می‌کنند. نامه دوم رهبری در تویتر حذف شد؛ پیج حضرت امام در اینستاگرام حذف شد، ۵ – ۶ تا پیج ما در فیس‌بوک که شیطنت کردیم علیه اسرائیل، حذف‌مان کردند. اکانتی داشتیم که در تلگرام فعالیت می‌کردیم، ۲ – ۳ دفعه حذف شد. حتی فیلم ازش گرفتیم که کسی یک روز آورد بگویم این سند و مدرک ماست. اگر تا الآن آنجا  حذفتان نمی‌کنند؛ چون دارید استفاده می‌شوید تا بخواهی استفاده بکنید،  حذفتان می‌کنند؛ شک نکنید؛ حداقل در پیام‌رسان‌های داخلی دیتا ماینینگ نیست، کنترل ذهن نیست، سرقت اطلاعات نیست؛ الآن شما می‌دانید که ۶۰ درصد ترافیک اینترنت جمهوری اسلامی، صرف نرم‌افزار تلگرام می‌شود؛ این دارد به کجا کشیده می‌شود. فیس بوک  برای ما هست؛ می‌گوید در کلوپ هم می‌روم، وضعیت خراب است؛ بیا کلوپ را درست کن، الآن رفتید در فیس‌بوک درستش بکنید؛ نمی‌توانی؟ ولی کلوپ را می‌توانید درستش بکنید؛ می‌گوید: کلوپ هم وضعیتش خراب است، بروید درستش بکنید؛ بروید جریان‌سازی کنید، بروید محتوا برای اینستگرام و شبکه‌های دیگر تولید بکنید، مثل آپارات داریم. شبکه اجتماعی فیلم محور است؛ من با سروش دارم کار می‌کنم، گروه داریم، پیام می‌فرستیم؛ افرادی می‌آیند ارتباط می‌گیریم و همه اتفاقات درونش دارد رقم می‌خورد؛ بله، قطعاً به کیفیت تلگرام نیست، آقای حائری حرف خوبی زد، می‌گفت: شما یک‌وقت می‌افتید در جاده‌ای باکیفیت عالی که چهار بانده است، گازش را گرفتی و داری می‌روی، اما یک وقتی هست که توی یک جاده افتادی که جاده پر از چاله و….،  است با سرعت آرام‌تری بروید، می‌گفت: کیفیت جاده مهم نیست، اینکه این جاده تو را به کجا می‌برد، مهم است. آقایان ۴۳ درصد جرائم کشور ما مربوط به تلگرام بوده است. آقای فیروزآبادی دبیر شورای علای فضای مجازی گفت: ۹۰ درصد استفاده ایرانی‌ها از تلگرام از شبکه‌های اجتماعی برای سرگرمی است، حالا سرگرمی، چیز دیگری بود، ایشان نگفت، ولی به هر حال نگران کننده است؛ این مسائل را جدی بگیرید.

موتورهای جستجو چطوری مدیریت ذهن می‌کنند و چه منابع عظیم مالی پشت اینها است، بماند؛ آقای اریک امرسون اشمیت مدیر گوگل گفته بود، پول روزنامه شارلی ابدو که به پیغمبر مسلمان‌ها توهین کرد از پول سرویسی بود که گوگل به خود مسلمان‌ها داده بود. پول خودت را علیه خودت استفاده می‌کنند، تو داری آنجا پول می‌دهی. الآن کلیک‌هایی که در گوگل اتفاق می‌افتد، کلیک‌ها ارزش‌افزوده از پول است. چون می‌دانید امروزه یک واحدی که در فضای مجازی سر بحث است، سر همین کلیک  است، الآن قصه مفصل از سر کلیک دزدی، یعنی یک جذابیت‌های ظاهری سمعی و بصری در سایت‌ها ایجاد می‌شود تا کلیک‌های شما را بدزدند سمت خودشان، آن‌وقت یک سایت می‌آید و ادعا می‌کند در سایت من، ماهیانه ۱۵ میلیارد کلیک خورده می‌شود؛ این ارزش و اعتبار است و این اعتبار به درد می‌خورد. به هر تقدیر برای هر چیزی شما نگاه بکنید ما جایگزین داریم؛ عرض ما در بخش جایگزین‌سازی این است که می‌گوییم حتماً قبل از اینکه بچه‌ها را از پای این فضا بلند بکنید، جایگزین برایشان بگذارید. اسباب‌بازی، بازی، تفریح هر چی که می‌خواهد باشد. اگر هم می‌خواهید از نرم‌افزار استفاده کند از نرم‌افزار داخلی استفاده کنید که قابل کنترل باشد.

 اصل هفتم، اصل همراهی است؛  در اینجا اصول زنجیره‌ای مدیریت رسانه در خانواده را بررسی می‌کنیم که مسئله فوق‌العاده مهمی است؛ اصل همراهی، همراهی یعنی والدین هنگام استفاده از رسانه‌ها در کنار فرزندان خود باشند؛ جالب است بدانید در کشورهایی که سواد رسانه‌ای بالایی دارند. ۸۹ درصد والدین هنگام این بازی‌ها کنار فرزندان خود حضور فیزیکی دارند؛  ۴۷ درصد والدین هنگام بازی‌ها با فرزندان خود مشارکت می‌کنند؛ پسرم با همدیگر بنشینیم و انیمشین را ببینم؛ وقتی با بچه‌ات بنشینید و ببینید، جلوی خطاهای ذهنی‌اش را می‌گیرید. مثلاً نشسته‌ای باب اسفنجی نگاه می‌کنید، پسرم چرا باب اسفنجی بابا ندارد؟ چرا در خانه‌ تنها زندگی می‌کند؟  زمان ما، قهرمان‌های داستان یک شیر، گرگ، پلنگ و خرس بود؛ الآن قهرمان داستان،  شما چرا یک تیکه اسفنج شده که گوشه افتاده است، این اسفنج چه خاصیتی دارد؛ چرا خوراک این داستان خرچنگ است که دنیا او بدش می‌آید؛ اصلاً یک مسئله ناراحت‌کننده‌ای است؛ این مسائل مهم است و با این کار جلوی خطاهای ذهنی بچه گرفته خواهد شد.

 اصل مشارکت اصل مهمی است؛ اصل هشتم، اصل ایمن‌سازی است؛ می‌گوید من در خانه کنترل کردم،  در مدرسه کنترل کردم و جلوی گوشی‌اش ر ا گرفتم، با فضاهای دیگر چکار کنم؟ یک اصل فوق‌العاده مهم است؛ ما در آسیب‌های اجتماعی، بخش عظیمی از این آنها را با گرایش به سمت معنویت می‌توانیم حل کنیم و اصلاً غیر از این، چاره‌ای نیست. ایمن‌سازی اصولی دارد و خیلی راحت می‌شود ایمن‌سازی را انجام داد؛ شناخت فرهنگی، رجوع به متخصص و …، یک مورد آنکه بسیار مسکن و واکسن فوق‌العاده‌ای است؛ قرآن می‌گوید: ایمن‌سازی به‌وسیله نماز است. من وقتی آسیب‌های رسانه را برای خانواده‌ها می‌گویم؛ می‌گویم خانواده‌ها الآن آسیب‌ رسانه را گفتم؛ حاضرم دو ساعت بیایم و آسیب‌های اعتیاد را بگویم؛ بعد آن آسیب‌های اجتماعی، رفیق بد، این جامعه بچه را در به‌وسیله آسیب‌ها خودش تنیده است. راهکار چیست؟ می‌خواهید چیزی به شما معرفی کنم تا بچه‌تان هر وقت خواست خطا کند، مچش را بگیرید؟ همه می‌گویند، بله، می‌گویم نماز است؛ چرا از ارزش‌هایمان دور شده‌ام. در آیه قرآن آمده: می‌گوید بعد از آنها گروهی آمدند و نماز را ضایع کردند، رفتند و در شهوات افتادند؛ این بعدیت اتفاقی نیست؛ یعنی نماز نباشد، منشأ خیلی از آسیب‌ها است. ۷۰ درصد کسانی که جرمی مرتکب شدند، نماز نمی‌خواندند. شیطان ۵ وعده انسان را  بو می‌کند تا زمانی که انسان سر نمازها مقید باشد، شیطان راهش را می‌گیرد و می‌رود، اما نماز که شل شد، شیطان نفوذ می‌کند؛ این دریچه نفوذ است؛ دریچه نفوذ در انسان همین نمازی است که انسان سبک بگیرد.

اصل نهم اصل تدریج است؛ آسیب‌ها را که فهمیدیم، مشکلات فهمیدیم، می‌خواهیم در خانه مقابله بکنیم، چکار بکنم؟ به‌یک‌باره بچه را از جلوی کامپیوتر بلند کنیم؟ نه، اصل تدریج؛ تدریج یک اصل فوق‌العاده قرآنی است که  در خیلی از نکات به درد ما می‌خورد؛ یعنی آرام‌آرام بچه را از آن فضا بلند بکنم. روزی ۵ دقیقه، یک دقیقه، یواش‌یواش و در یک بازی زمانی آن را جدا کنیم؛  قرآن هم همین  اصل را رعایت کرده  در ۴ آیه برخورد با شراب نیز همین قاعده را رعایت کرده است. اول می‌آید اسم شراب را می‌آورد، بعد می‌گوید که تو شراب فایده هست، ضرر هم هست؛ بعد می‌گوید که نزدیک شراب نشوید، موقعی که نماز خوانده‌اید، مرحله چهار می‌گوید: شراب ممنوع است؛ یعنی در آن ۴ مرحله اصلی تدریج لحاظ شده که جلوی این منکر گرفته بشود. اصل دهم و آخرین اصل، اصل اقتدار همراه با صمیمیت است. نه آن‌قدر سخت به بچه بگیرید که ببرد و نه آن‌قدر رها بکنید که بچه از صمیمیت شما سوءاستفاده بکند. اینجا دو تا بحث پیچیده است؛ بعضی اقتدار دارند، ولی صمیمت ندارند و بعضی صمیمیت دارند، اقتدار ندارند. این هر دوتا را در یک آیه از قرآن آمده که خیلی زیبا مطرح کرده است. حضرت لقمان به بچه‌اش می‌گوید، فرزندم، عزیزکم، گلکم لطافت توش هست، اما نمازت را بخوان، یعنی اقتدار همراه با صمیمت باید عجین هم باشد. این  دو تا مسئله در کنار هم باشد، قطعاً بچه کمتر آسیب خواهد دید. این خلاصه و معجونی از مطالب بود. امید است که مفید واقع شده باشد.

منبع: پژوهشکده باقرالعلوم(ع)

دبیر محتوا: امید نیک‌داد

مدیر اجرایی: سعید عباسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.