نشست تخصصی سواد رسانه‌ای

 نشست تخصصی سواد رسانه‌ای (دکتر خوشرو)

 موضوع بحث امروز، سواد رسانه‌‌ای و آسیب‌های فناوری‌های نوین است. در اینجا سعی خواهد شد مقدماتی درباره مباحث مربوط به سواد رسانه‌ای خدمتتان بیان شود. بحث مفهوم‌شناسی سواد رسانه‌ای، ضرورت‌های سواد رسانه‌ای برای مبلغان و مربیان علوم دینی و همچنین بحث از چگونگی تحقق سواد رسانه‌ای، سواد رسانه‌ای در حوزه فضای مجازی، سواد ماهواره‌ای در حوزه ماهواره و …، از جمله مواردی است که امروز به آن اشاره خواهد شد. به‌هرحال بحث سواد رسانه‌ای مسئله روز جامعه ما است که همه حوزه‌ها با آن درگیر هستند؛ اعم از اینکه مصرف‌کننده و به‌عنوان مخاطب یا به‌عنوان مربی، به‌شدت درگیر آن هستیم. تکنولوژی‌های رسانه‌ای امروز به زندگی‌های ما هجوم آورده‌اند و چاره‌ای جز اینکه راهکارهای جدی و عملیاتی در این حوزه برای خودمان تعبیه کنیم، نداریم.

یکی از بزرگ‌ترین مشکلات در این حوزه، این است که خیلی از دست‌اندرکاران امر، هنوز به‌ضرورت این ارتقاء سطح سواد رسانه‌ای مخاطبان در عموم جامعه پی نبردند؛ ما در حوزه مباحث مربوط به تکنولوژی‌های رسانه‌ای که امروز ما را فراگرفته‌اند، معمولاً سه رویکرد عمده را می‌توانیم حدس بزنیم در مورد اینکه که وقتی این گستره فضای مجازی و شبکه‌های متعدد اجتماعی اعم از اینکه مبتنی بر تلفن‌های همراه باشد یا مبتنی بر وب یا شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای و رادیویی چه اتفاقی می‌افتد؛ در اینجا معمولاً ۳ رویکرد اتخاذ می‌شود؛ نخست، اینکه در مواجهه با این هجمه، یکسری هستند که خودشان را تسلیم می‌کنند؛ اینها معتقد هستند که کار از گذشته و ما دیگر کاری از دستمان برنمی‌آید و رسانه‌ها ما را در برگرفته‌اند و ما را حذف کرده‌اند.

 گروه دوم، معتقد هستند که اصلاً اتفاقی نیفتاده است و تکنولوژی‌های رسانه‌ای، ابزارآلاتی هستند مثل هر ابزار دیگری و باید ما از آنها استفاده کنیم، همان‌طور که از اتومبیل استفاده می‌کنیم باید از رسانه‌ها هم استفاده بکنیم؛ بنابراین یک رویکرد معتقد است که هیچ مشکلی نیست و یک رویکرد معتقد است که مشکلی هست، ولی کاری نمی‌شود کرد. خیلی از ما در حوزه پژوهش‌های رسانه‌ای، جز این دسته دومی هستیم که معتقدند که این در برگیری فراوان و این هجمه رسانه‌ای گسترده، مشکل بزرگی است و ما باید کاری بکنیم، ولی چون کارهایی از دستمان برنمی‌آید و ریش و قیچی دست آن‌طرف آب (خارجی‌ها) است، ما تسلیم می‌شویم؛ یعنی مقابل این قدرتی که اینترنت مثلاً اگر وجود دارد، ماهواره‌ای اگر وجود دارد و ظرفیتی اگر هست که کلاً دست دشمنی است و ما زورمان نخواهد رسید که کاری انجام بدهیم؛ پس بهتر است، آرام باشیم و از این فضای موجود، حداقل استفاده خودمان را ببریم.

دسته سوم، معتقدند که درست است که رسانه‌ها ابزارهایی هستند که برای برخی از امور به درد ما خواهند می‌خورد و درست است که متصدیان و متولیان اصلی آن در خارج از کشور هستند که عمدتاً دشمنان مردمان ما، دین، مذهب و ملیت ما هستند؛ منتهی پیرو سخنان مقام معظم رهبری- ایشان یک عبارتی در مواجهه با فضای مجازی دارند- ما در این فضای مجازی باید حضور فعالانه و مبتکرانه داشته باشیم.

در حوزه این‌گونه رسانه‌ها که عمدتاً رسانه‌های نوین هستند، رسانه‌هایی، مثل شبکه‌های اجتماعی که امروز ما در برگرفتند یا حتی شبکه‌های ماهواره‌ای که می‌بینیم در حوزه‌های علمی و دینی نیز اقبال گسترده‌ای به آن وجود دارد؛ حالا این مشکل از همین‌جا آغاز می‌شود که خیلی از مسئولین، نهادها و سازمان‌های مربوطه، این حضور فعالانه را این‌طور تعبیر می‌کنند که ما باید در این شبکه‌ها زیاد ورود کنیم؛ مثلاً نهادی را در مجموعه دینی کشور تصور کنید که به او گفته شده – از ذیل مجموعه‌های نظام جمهوری اسلامی است- که حضور فعالانه داشته باشد، یعنی اینکه ما تعداد کانال‌های تلگراممان را باید افزایش بدهیم، مثلاً ده تا کانال دیگر هم بزنیم و حضور فعال‌تری خواهیم داشت؛ یعنی برای هر واحد اجرایی و اداری‌مان، یک کانال تلگرام، یک سایت و یا وبلاگ بزنیم. این حضور فعالانه متریالی را فقط می‌تواند این‌گونه برای همان صاحبان و متولیان اصلی به این شکل ایجاد بکند، چون اگر قید آن مبتکرانه و آگاهانه بودن را در نظر نگیریم، منجر به این می‌شود که فقط در زمین‌بازی دشمن، بازی خوب و زیاد کردیم.

 شما تصور کنید در زمین فوتبالی هستید که در اختیار دشمن قرار دارد و به ما می‌گویند بیایید و بازی کنید و ما از این بازی شما، می‌خواهیم استفاده‌های خاص خودمان را بکنیم و بعد ما می‌خواهیم حضور فعالی در این بازی داشته باشیم، در زمین دشمن، می‌آیم و خوب می‌دویم، هر چه خوب‌تر بدویم، بهتر به آنها سرویس داده‌ایم؛ فضای مجازی و اینترنت چیزی جز محتوا نیست؛ یعنی اپراتورها نقش جدی و اساسی نخواهند داشت، اگر محتوایی وجود نداشته باشد. مرحوم حضرت امام (ره) حدود چهل سال بیش خیلی به‌وضوح متوجه این نقش اپراتورهایی که خودشان را صرفاً رسانا و رساننده می‌دانند، آگاه شده بودند؛ بی‌بی‌سی به ایشان پیشنهاد داد که شما بیایید و رسانه انقلاب ما بشوید، شما بیایید اطلاعیه‌های خودت را از طریق ما ارسال کنید؛ نقل است از نزدیکان که به ایشان پیشنهاد داده شده که بیاید در رادیو بی‌بی‌سی تا از آنجا مطالب ارسال شود؛ یعنی بی‌بی‌سی و شما اطلاعیه‌هایتان را آنجا بده و مصاحبه‌هایتان را آنجا انجام بدهید؛ گفتند ما کاری نداریم و ما فقط پیام شما را می‌فرستیم؛ یعنی ما فقط رسانا هستیم؛ رساننده‌ایم؛ اپراتور هستیم؛ این نقش اپراتوری را ما امروز کمی به آن بیشتر آگاه هستیم، ولی حضرت امام ۴۰ سال پیش این را متوجه شدند و قبول نکردند؛ طبیعی بود که اگر ما بودیم در ۴۰ سال پیش می‌گفتیم به‌شرط اینکه چیزی از صحبت‌های ما را حذف نکنید، یعنی اگر ما مشاور مثلاً رسانه‌ای و ارتباطی حضرت امام بودیم، چند قاعده می‌گذاشتیم و می‌گفتیم قاب‌بندی، سانسور، تحریف، حذف و اضافه نکنید. چند تا شرط می‌گذاشتیم و می‌گفتیم خب حالا خوبه و انجام می‌دادیم؛ بی‌بی‌سی هم می‌گفت: چشم، من همه این کارهایی که می‌گویید را انجام می‌دهم و شما فقط ما رساننده باشیم، این اپراتور است؛

این نقش اپراتوری است. همان چیزی که امروز تلفن همراه آن را انجام می‌دهد؛ همان کاری را که تلگرام و اینستگرام و اینها دارند انجام می‌دهند؛ می‌گویند شما می‌خواهید با پسرخاله خودت ارتباط در تلگرام داشته باشی، من برای تو فقط پیام تو را به او می‌رسانم؛ می‌گوید من فقط اپراتور هستم؛ من رساننده پیام تو به او هستم. از این می‌گیرم و به او می‌دهم. همان کاری که بی‌بی‌سی پیشنهاد داد و آن موقع حضرت امام نپذیرفتند و بعدها هم که رسانه ملی را تأسیس کردند، گفتند که این مجموعه باید زیرمجموعه شخص رهبری و بالاترین رأس نظام، یعنی ولایت‌فقیه قرار بگیرد؛ به‌خاطر اینکه نقش اپراتور را می‌دانستند؛ کسی که پیام را ارسال می‌کند و گیرنده پیام داریم و این وسط یک کانال ارتباطی داریم که این کانال ارتباطی آن‌قدر نقشش مهم است که اصلاً ظاهرش پیدا نیست؛ می‌گوید فقط از این طرف به ‌آن‌طرف انتقال می‌دهیم؛ ولی واقعاً همین‌طور است؟ این فقط یک رساننده می‌تواند باشد؟ برای اینکه این موضوع را باز کنیم که این چگونه ‌است؟ آیا فقط این هست یا خیر؟ توجه‌تان را به فروش نرم‌افزار پیام‌رسان تلفن همراه واتساپ جلب می‌کنیم؛ واتساپ حدود ۲ تا ۳ سال پیش با قیمت حدود ۱۹ میلیارد دلار توسط ذاکر بیک مالک فیس‌بوک خریداری شد. فردی این نرم‌افزار را نوشته بود و ۱۹ میلیارد دلار ذاکر بیک این را خرید؛ چرا ۱۹ میلیارد دلار خرید؟ ۱- اپ کوچک مگر بیشتر از این نیست که واتساپ که رویش کلیک می‌کنیم باز می‌کنیم و چت می‌کنیم. حالا ارتباط صوتی می‌توانیم برقرار کنیم و چرا واتساپ بعد از اینکه کاربران زیادی از او استفاده می‌کنند، این قیمت را پیدا می‌کند؟ روز اول که یک تیم برنامه‌نویس آن را می‌نویسد، چقدر هزینه می‌کند؟ ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان هزینه برنامه‌نویسی، آیا بیشتر از این می‌شود؟ چرا روز اول این قیمت ۱۹ میلیارد دلار که معادل ۸۰ هزار میلیارد تومان است، برای یک برنامه که ما یک انگشت می‌زنیم و باز می‌شود و ما چت می‌کنیم، شده است؛ این به‌خاطر ارزش‌افزوده‌ای که این نرم‌افزار از روز اول صفر بودنش تا بعد از چند سال که خریدوفروش می‌شود، دارد. ذاکر بیک می‌آید و آن را می‌خرد، از چی حاصل شده است؟ از محتوایی که من و شما درون آن ایجاد کردیم. کاربران ایجاد کردند آن‌وقت همه فکر می‌کنند واتساپ و تلگرام و اینها را دانلود می‌کنند از تو بازار یا اپ… فکر می‌کنند که این رایگان دارد خریدوفروش می‌شود و ما داریم رایگان دانلود می‌کنیم؟ واقعاً این رایگان است؟ اگر رایگان بود چرا ۱۹ میلیارد دلار دارد خریدوفروش می‌شود؟! ما کاربرانی برای اینها هستیم.

اینترنت، چیزی جز فضای محتوای آنها نیست؛ یعنی غیر از محتوا این ساختار و این فریم ورک و اصلاً این چهارچوبی که وجود دارد، برای استفاده از اینها هیچ‌کدام خیلی ارزشمند نیستند؛ این محتوایی است که من و شما ایجاد می‌کنیم، حالا به‌عنوان مبلغ دینی، کار تبلیغ دینی انجام می‌دهیم؛ تبلیغ سیاسی به نفع جمهوری اسلامی انجام بدهیم؛ هر کاری که داریم انجام می‌دهیم، در زمین‌بازی آنها داریم بازی می‌کنیم؛ داریم برای محتوا ارزش ایجاد می‌کنیم که آنها دارند از او استفاده خودشان را می‌کنند؛ این ضرورت باعث می‌شود که ما باید حتماً به فکر فضای اینترنت ملی باشیم و اینکه ما زمین‌بازی را باید تغییر بدهیم.

بحث زمین‌بازی همان موردی است که همیشه در طول تاریخ مطرح بوده و ما هم امروز در این حوزه خیلی به او احتیاج جدی پیدا کردیم. بحث فضای مجازی یکی از حوزه‌های سواد رسانه‌ای است که برخی از کاربران، مربیان، مبلغان همچنان به او ‌آشنایی به‌اندازه لازم ندارند که بخواهند آن را بشناسند. ما حتی در پژوهشکده‌های مربوط به این حوزه هم مطالعه می‌کنیم و در مجموعه‌های مختلف که کار می‌کنیم، می‌بینیم که هنوز برای خیلی از اساتید حوزه ارتباطات و رسانه، فضای مجازی و ارتباطاتی که درون آن شکل می‌گیرد، نامفهوم است؛ حتی برای متولیان اصلی که خودش ایجاد کننده‌ هستند نیز این‌گونه است.

اگر یک نگاه جدی‌تری به فضای مجازی داشته باشیم متوجه می‌شویم که واقعاً این بستر یک فرصت بزرگی برای ارتباط برقرار کردن برای بشر است که در خیلی از حوزه‌هایی که ما امروز درگیر آن هستیم، می‌توانیم از او به‌عنوان یک تهدید نام ببریم؛ به جهت اینکه زمین‌بازی، زمین ما نیست و هر حرکتی درون‌ آن می‌کنیم، در اختیار دشمن قرار می‌گیرد؛ اطلاعات، رفتارهای ما. سلیقه‌ها و ذائقه‌های ما، فعالیت‌های ما، ایدئولوژی ما، همه و همه در اخبار دشمن قرار می‌گیرد. وقتی در این بستر ما تبلیغ دینی می‌کنیم و کانال ما بسته می‌شود، یعنی اینکه شما در زمین‌بازی هستید، ما به یکی اجازه بازی می‌دهیم و به یکی اجازه بازی نمی‌دهیم.

وقتی ما نرم‌افزار یا اپی را در فضای مجازی نصب می‌کنیم، یکسری قراردادهایی را شما اکی می‌کنید و رد می‌شوید که یکی از آنها این است که اگر محتوای شما به درد نخورد ما خودمان پاکش می‌کنیم؛ یعنی به درد چی بخوره؟ به در چه کسی قرار است بخورد؟ این سؤالات مجموعه سؤالاتی است که در این حوزه وجود دارد و ما اگر از مخاطب خودمان، یعنی به مخاطبان خودمان بگوییم که اینها را از خودشان بپرسند، این منجر به این می‌شود که فکر بکنند که ما قرار است در این محتوایمان را در اختیار چه کسی قرار بدهیم؟ ما در حوزه فضای مجازی و گاهی اوقات در این شبکه‌های اجتماعی چکار می‌کنیم؛ یکی از دوستان حزب‌اللهی تعریف می‌کرد که به یکی از اقواممان فلشم را دادم و گفتم شما که در اینستگرام و یا در پروفایل تلگرامت عکس می‌گذاری، فلش من را بگیر و عکس‌های شخصی‌ات را برای من هم بریز، خانم اقواممان بود؛ ایشان گفتند: شما نامحرم هستید و….، گفتم من نامحرم هستم ولی در فضای مجازی در آن را اختیار همه قرار می‌دهی یا اصلاً خصوصی‌اش می‌کنی، داری در اختیار دستگاه امنیتی کل جهان قرار می‌دهی؛ یعنی این تعبیر خیلی درستی است که شما در اتاق شیشه‌ای نشسته‌اید و دارید کار می‌کنید و حواستان نیست که در یک اتاق شیشه‌ای هستید که یک جمعیت گسترده‌ای شما و هر کاری را انجام می‌دهید را می‌بینند؛ مخاطب ما، واقعاً من مخاطبان زیادی را دیده‌ام که اصلاً‌ درکی را نسبت به اینکه دارند در فضای مجازی چتی می‌کند که ممکن است یک تصویر را بار گزارش می‌کند که اصلاً باورش نمی‌شود که دارد در معرض دید یک جمعیت گسترده‌ای آن کار را انجام می‌دهد. حالا بعضی‌ها این شبهه را وارد می‌کنند می‌گویند که اصلاً مگر به چه درد مثلاً سرویس‌های موساد، سی‌آی، ام آی سیکس می‌خورد؟ مگر بیکار هستند که ببینید ما چکار کنیم؟ این‌طور نیست واقعاً همان‌هایی که این داده‌های گسترده را مگو دیتاها را فراهم می‌کنند و فرآورده‌های دیتایی که صورت می‌گیرد منجر به این می‌شود که خیلی از ویژگی‌های فردی اجتماعی شما و جامعه شما را بدانند؛ مردم قم امروز به چی فکر می‌کنند. جلسه اگر تعاملی‌تر بود، می‌توانستیم باهم گفت‌وگوی راحت‌تری داشته باشیم، سؤال کنیم شما از چه غذایی خوشتان می‌آید؟ مثلاً شما می‌گویید من از قورمه‌سبزی خوشم می‌آید و از آبگوشت بدم می‌آید. بعد یک روزی روزگاری اگر بخواهد کسی شما را ترور بکند، خیلی راحت به من می‌گوید من از شما سؤال بکنم که بهتر است که سم را تو چه غذایی بریزد، آبگوشت یا قورمه‌سبزی؟ شما خیلی واضح همین‌الان من سؤال از شما بپرسم جواب می‌دهید از چه غذایی بیشتر خوشتان می‌آید و از چه غذایی بدتان می‌آید؟ حیطه اینکه من چه اقدامی را در این نوع سلیقه کوچک، حالا مثلاً همه شخصیت‌ها بزرگان هستند؛ به همین راحتی کنش و تراکنش‌های فوق‌العاده زیادی در فضای مجازی توسط هر کدام از ما صورت می‌گیرد؛ مثلاً یکسری از ویژگی‌ها از مردم قم و اینکه از کدام محله هستند و …، از ایران در اختیار این فناوری قرار می‌دهد، یک‌دفعه ما می‌بینیم مردمی که سال ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵، اینها در خیابان‌ها داد می‌زدند که انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست، سال ۹۲ می‌آیند و در انتخابات رأی می‌دهند که انرژی هسته‌ای خیلی هم حق مسلم ما نیست، تغییر این مسیر طبیعتاً باعث تحریم‌های وضع شده، فشارهای آمده که یک‌بخشی از مردم را مثلاً از گفتمان مقاومت و اینها دور کرده است؛ اما چه تحریمی؟ تحریم‌ها اصلاً در چه حوزه‌هایی باید اثر بکند. عناوین تحریم‌ها آنهایی که ما خیلی در اطلاع‌رسانی‌های عمومی و ما اینها را نمی‌بینیم؛ اصلاً کدام تحریم است؟ آیا باید برویم بحث دارویی را تحریم بکنم؟ چرا در اوج تحریم‌ها که حتی دارو را تحریم می‌کردند، این نرم‌افزارها و تلفن‌های هوشمند تحریم نشد و روز به روز همه این نرم‌افزارها و این اپلیکشن‌ها، سخت‌افزارها و این محصولات تکنولوژی در جامعه بیشتر می‌شد. برخی از دوستان می‌گویند ما که از تکنولوژی باید استفاده بکنیم؛ ما مبلغ هستیم و مبلغ اگر از تکنولوژی استفاده نکند که نمی‌تواند با مخاطب خودش ارتباط مؤثری برقرار بکند؛ طبیعتاً همین‌طور است، منتهی اینها تکنولوژی نیستند، اینها محصول تکنولوژی هستند؛ محصولات تکنولوژی در راستای اهداف صاحبان آن تکنولوژی هستند و ما باید حتماً از آن استفاده کنیم، ولی استفاده هوشمندانه و آگاهانه باید باشد. ما باید بدانیم که در این بستر باید چکار ‌کنیم؛ وقتی ما تلفن‌های هوشمند داخلی داریم و سراغ تلفن‌های هوشمند خارجی می‌رویم.

یک‌وقت وزارت خارجه آمریکا یک‌بخش فارسی در فیس‌بوک دارد که آنجا یک پست یا یک مطلبی را قرار داده بود؛ در آنجا تصویری را از آقای اوباما نشان داده بود که دارد با یک آیپد اپل کار می‌کند، بعد زیر آن این را نوشته بود، این جمله‌ای بود که در صفحه رسمی وزارت خارجه آمریکا نوشته بود؛ گفت: درست است که آقای اوباما رئیس‌جمهور آمریکا، حق استفاده از محصولات اپل را ندارد؛ ولی هر از چند گاهی، آیپد اپل در اختیارش قرار می‌گیرد که آن را لمس کند و دو تا پیچ صفحه را حرکت بدهد که از این لذت را ببرد و بعد آن را از او می‌گیرند و می‌برند. فقط می‌تواند با او حرکت‌هایی انجام بدهد، نمی‌تواند به اکانت‌های رسمی خودش ورود بکند. این را خودشان خیلی واضح می‌گویند که چرا محدودیت‌ دارد، چون نمی‌توانند کنترلش کنند.

همین انتخابات اخیر آمریکا، کلینتون و ترامپ، فضای عمومی رسانه‌ها این‌طور نشان می‌داد که خانم کلینتون در پیش بودن از ترامپ خیلی فاصله جدی دارد؛ این فضای عمومی رسانه‌ها بود؛ ولی شبکه‌های اجتماعی که رسانه‌های غیررسمی محسوب می‌شوند، داشتند کار خودشان را می‌کردند؛ آنها صاحبان رسانه‌هایی با صاحبان مثل سی ‌ان ان و بی‌بی‌سی بودند که معمولاً دلشان می‌خواهد دموکرات‌ها رأی بیارند؛ می‌دیدیم نظرشان مخالف است و اینها نتوانستند جلوی آن را بگیرند؛ یعنی رسانه‌های رسمی زورشان به رسانه‌های غیررسمی نرسید. چیزی را ایجاد کردند که خودشان هم نمی‌توانند جلوی آن را بگیرند؛ در جنبش وال‌استریت دولت آمریکا مجبور شد، فیس‌بوک را در برخی از مناطق نیویورک  فیلتر بکند. خودشان همانی هستند که در سال ۸۸ در اوج فتنه، ایران را محکوم می‌کرد که چرا آن را فیلتر می‌کند؛ ولی دو سال بعد از آن در جنبش وال‌استریت مجبور شدند خودشان فیس‌بوک را فیلتر کنند؛ چون نمی‌تواند آن را کنترل بکند، چیزی ایجاد شده است که انگار از دست خودشان هم خارج شده است. آن‌وقت ما به‌عنوان پژوهشگر، مبلغ یا مربی که می‌خواهیم در این حوزه کار بکنم، باید یک مقدار نسبت به اینها آگاه‌تر باشیم، من باز می‌گویم سوءبرداشت نشود، من نمی‌گویم آقا تلفن هوشمند نداشته باشیم یا از نرم‌افزارها استفاده نکنیم، اینترنت وصل نشویم؛ این ضرورت را ایجاد می‌کند که این را ما باید مطالبه عمومی کنیم که ما زمین‌بازی را داخل کشور بیاوریم؛ الآن وقتی یک کنش معمولی، یک اکت کوچک در فضای تلگرام صورت می‌گیرد. شما می‌خواهید به صندلی کنارتان بگویید که این سخنران دارد چرت می‌گوید، مثلاً بعد نمی‌تواند به دو تا صندلی اون‌ورتر این را بگوید؛ ولی در تلگرام ممکن است برود وصل بشود و بگوید که فلانی، فلان چیز را می‌گوید؛ این مطلب تا آن ور مرزها می‌رود. شما سلام می‌کنید و جواب می‌گیرید، هزینه اینها از شما گرفته می‌شود. این سلام و رفت‌وبرگشت که گرفته می‌شود، غیر از آن پیامدهای داده‌ای و فراوری داده‌ها و اینها است که وجود دارد؛ همه این هزینه را شما برای چه باید بدهید.

اینترنتی در داخل کشور داریم که این اینترنت به نسبت جهان فوق‌العاده کند و ناامن است؛ یعنی هرجایی که سرورها وجود دارد، می‌توانند آن را رصد کنند؛ می‌تواند بفهمد ما چکار می‌کنیم و این اینترنت ناسالم، ناامن کند، با گران‌ترین قیمت ممکن در اختیار ما قرار می‌گیرد؛ در دنیا ما در ده کشور اول گران‌ترین استفاده‌کننده‌های اینترنت هستیم که خیلی هم حالا آمارش هست، ببینید که چقدر استفاده خوب از آن، در این شرایط بد می‌کنیم. اینترنت ملی که دوستانی که زحمت کشیدن طراحی آن را کردند و الآن مطالبه شده است، ولی هنوز محقق نشده، به دلیل اینکه مطالبه عمومی نشده است. یک جمعیت اقلیتی وجود دارند که دلشان نمی‌خواهد این اتفاق بیافتد و یکسری شایعه درست کردند در مورد اینترنت ملی که این منجر به تسلط نیروهای امنیتی می‌شود و ما را می‌خواهد رصد و کنترل کند؛ اینها همه شایعه است؛ یا می‌گویند: اینترنت جهانی را می‌خواهند قطع کنند. درصورتی‌که این اتفاق هرگز نخواهد افتاد. بیش از ۹۰ درصد استفاده اینترنت داخلی است؛ یعنی یا کار بانکی انجام می‌دهیم یا وبلاگ، سایت و خبرگزاری و اینها را چک می‌کنیم و یا چت و ارتباط داده می‌گیریم؛ کار خاص و پژوهش علمی خاصی بخواهیم انجام بدهیم که ارتباط خارجی نیاز داشته باشیم آن امکان هم همیشه هست؛ یک بخش اقلیت چند هزارنفری کوچکی هستند که آنها ناراحت هستند از اینکه اینترنت ملی بشود؛ به‌خاطر اینکه دستشان برای کارهای خراب‌کارانه بسته خواهد شد. آن تعداد کم یکسری شایعه درست کردند که باعث شده که دولت به آن اهتمام جدی ندارد؛ یعنی اگر فشار مقام معظم رهبری نبود که همین‌قدرش هم پیشرفت نمی‌کرد. دولت اهتمام جدی ندارد، به‌خاطر همین‌که مطالبه عمومی نشده است؛ مطالبه عمومی به‌خاطر همین شائبه‌ها است که اینترنت جهانی‌مان قطع می‌شود، درصورتی‌که در اینترنت ملی سرعت چند ده برابر بیشتر می‌شود، امن می‌شود و خانواده و بچه‌ها نیز می‌تواند استفاده کند؛ الآن بی‌معناترین کلمه را در گوگل سرچ بکنید، تصاویر مستهجن خواهید دید. پرونده قتل ستایش که در ورامین صورت گرفت، توسط پسربچه‌ای امیرحسین ۱۵ – ۱۶ ساله که به دختر ۶ – ۷ ساله همسایه به بدترین شکل ممکن تجاوز کرده بود و بعدازاینکه او را کشته بود، در وان خانه‌شان انداخته بود و رویش اسید ریخته بود که مثلاً جنازه را هم شناسایی نشود و اثری ازش نماند که بعد تکه‌هایی از بدن دختربچه پیدا شد، یک جنایت خیلی فجیعی بود. دوستان ما آمدند و این پرونده بررسی کردند، چون خانواده این پسربچه خانواده بزهکاری نبودند و یک خانواده استاندارد، مثل همه خانواده‌های معمولی ما بودند، حالا درست که سطح درآمدی‌شان پایین بوده، ولی سطح فرهنگی‌شان آن‌قدر پایین نبوده که این مشکل پیش بیاید؛ یکی از مواردی که در این پرونده بررسی کردند این بود که پدر این بچه گفت: من برای بچه‌ام چند سال پیش کامپیوتر و بعد تبلت خریدم؛ پول نداشتم، ولی رفتم وام گرفتم و برایش خریدم، چون آن‌قدر به من فشار آورد تا این کار را کردم. مشخص شد که امیرحسین نزدیک صد هزار رابطه مجازی در فضای شبکه‌های اجتماعی برقرار کرده بوده است. به بیش از بیست خانم با اختلاف سنی بیش از ده سال که خودش را با هویت‌های مجازی که برای خودش درست کرده بوده، قول ازدواج داده بوده و با خیلی از آنها رابطه‌های مختلفی هم برقرار کرده بوده است. تعبیر پژوهشگری‌اش این می‌شود که این آقای امیرحسین با هویت مجازی که برای خودش در این شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرده بود، برای خودش زندگی می‌کرده و انواع و اقسام تجربه مواد مخدر، تجاوز، فحشاء و هرگونه تصوری که شما داشته باشید او در فضای مجازی تجربه کرده و یاد گرفته است. تعبیر دوستان ما این است که آقای امیرحسین ۱۶ ساله با این همه دوری که در فضای مجازی زده، یک ساعت فقط با هویت مجازی‌اش در جهان واقعی زندگی کرده و در یک‌ساعتی که پدر و مادرش رفته بودند که مبل ببینند و در خانه تنها بوده، از پنجره نگاه می‌کند که دختر همسایه پایین است، آن‌همه تجربه‌های فضای مجازی و هویت فضای مجازی‌اش را می‌آورد و به عمل می‌رساند، همه جنایت‌های ممکن را روی این بچه انجام می‌دهد، یعنی یک‌بخشی‌ را که در پرونده موجود است به‌اندازه‌ای فجیع بوده که قابل‌بیان نیست. تجاوز، کشتن، مشروبات الکلی، مواد مخدر و…، همه را انجام داده است؛ آن هویتی که در فضای مجازی تجربه کرده، در فضای حقیقی اجرا کردند.

همه ما که فرزند داریم، عمدتاً تلاش می‌کنیم که بچه‌مان بروز بشود و اولین کاری که می‌کنیم برای او تبلت می‌خریم و در اختیارش قرار می‌دهیم یا کامپیوتر، یا تلفن همراه را در اختیار او می‌گذاریم؛ من نمی‌گویم در اختیارش نباشد، من می‌خواهم هشدار داده باشم که این آزادی استفاده از فناوری در غرب اصلاً این‌طور نیست و در کشورهای مختلف قوانین مختلفی وجود دارد. در آمریکا، اروپا، کسی فیس‌بوک نمی‌تواند عضو بشود اگر سنش پایین‌تر از یک حدی باشد؛ از شبکه‌های اجتماعی حق استفاده ندارد؛ ولی ما اینجا آزاد و بی‌دروپیکر است. به خاطر این ایران استثناست.

 اما بحث سواد چیست؟ امروزه شش نوع سواد از نظر یونسکو وجود دارد.

  1. سواد عاطفی: امکان برقراری روابط عاطفی با دیگران مخصوصاً با خانواده‌ها؛
  2. سواد ارتباطی: امکان برقراری ارتباط با تعامل با فضای پیرامونی و جامعه اطراف است؛
  3. سواد مالی: امکان مدیریت اقتصادی درآمدها است؛
  4. سواد رسانه‌ای: که امروز بحث‌ ما است که کدام رسانه‌ها معتبر است؟ کدام حرف خوب و کدام حرف بد است؟ تعبیری از حضرت آقا نقل شده است؛ در سال ۸۸ بعدازاینکه نقش بی‌بی‌سی فارسی در فتنه ۸۸ خیلی محرز شد و بعد طراحی‌های برای جلوگیری از جمله پارازیت و جمع‌کردن دیش‌های ماهواره‌ای از خانه‌های مردم شد. بحث بصیرت را که ایشان مطرح کردند. نقل شده ما می‌خواهیم مردم را به سطح درجه‌ای از سطح آگاهی برسند که وقتی بی‌بی‌سی را می‌بینند، بفهمند آن‌قدرش راست و آن‌قدرش دروغ است و دیگر ما نگران نیستیم که مردممان بی‌بی‌سی ببینند. آن‌وقت دیگر نیازی به جمع‌کردن دیش نیست. هر کس می‌خواهد بی‌بی‌سی ببیند. ببیند. این طبیعت انسان‌ها هست مخاطبانی که دوست دارند از منابع مختلف مطالبشان را دریافت کنند.
  5. بحث سواد تربیتی که توانای تربیت فرزندان و اینها مد‌نظر است.
  6. سواد رایانه‌ای که تفکیک‌شده از بحث سواد رسانه‌ای به جهت اهمیتش در این حوزه که در قرن ۲۱ از آن به‌عنوان انواع سواد نام برده می‌شود. ما از رسانه‌ها چه استفاده‌ای کنیم؟ یک سؤال خیلی مهم است که اصلاً ما با رسانه داریم چکار می‌کنیم؟ دلیل رجوعمان به رسانه‌ها چیست؟

 شب ‌وقتی به خانه می‌رسیم، تلویزیون را روشن می‌کنیم یا در گوشی‌هایمان انواع و اقسام رسانه‌های اجتماعی را داریم، خیلی جالب اگر تابه‌حال به این فکر نکردیم، بدانیم که ما یک عده‌مان بدانیم و برویم خبردار شویم که چه اتفاقی افتاده است، برای دانستن به رسانه‌ها مراجعه کنیم و یک عده‌مان برای اینکه ندانیم به رسانه‌ها مراجعه کنیم. این است من خسته‌ام و از سر کار آمده‌ام، می‌خواهم یک برنامه طنز ببینیم، یک فیلم ببینیم که از حالت واقع جدایم بکند که یک مقدار استرس صبح تا شبم را کم بکند؛ ولی کلاً کارکرد رسانه‌ها یا برای دانستن است یا برای ندانستن، می‌خواهیم هیچی ندانیم، من اصلاً نمی‌خواهم بدانم آقای ترامپ امروز چه گفته است؛ من ترجیح می‌دهم این یک استرس جدید به ذهن من وارد نشود؛ این ندانستن دلیل این می‌شود که من برای کارکرد خبری‌ام مراجعه به رسانه نمی‌کنم و می‌روم چند تا کلیپ خنده‌دار می‌بینیم یا یک برنامه طنز می‌بینیم تا من را از این فضا دور بکند.

 بحث تاریخچه سواد رسانه‌ای را اگر اشاره به او بکنیم، آقای مکنوهان سال ۱۹۶۵ این مبحث را شروع کرد؛ باز حضرت آقا می‌گویند جریان روشن‌فکری از ابتدا در ایران مریض زاده شده و مشکل‌دار است؛ این بحث سواد رسانه‌ای هم ببینید که از کجا شکل‌گرفته شده است؛ سال ۱۹۶۵ آقای مکنوهان در زمانی که ایشان معتقد است که دهکده جهانی تحقق پیدا می‌کند و می‌گوید انسان‌ها نیازمند سواد جدیدی بنام سواد رسانه‌ای هستند که این را در آن کتاب مشهور خودش طرح می‌کند که ما در دهکده جهانی به یک سواد جدیدی بنام سواد رسانه‌ای نیاز داریم؛ ماهم اینجا سواد رسانه‌ای را می‌پذیریم، ولی با مفهوم همان بصیرتی حضرت آقا گفتند. بحث سواد رسانه‌ای بحثی است که در غرب خیلی دقیق‌تر از ما رویش کار شد، همه این حرف‌هایی که ما می‌زنیم، یعنی همین نیازهایی که ما داریم خیلی‌اش منطبق است. ما در بحث سواد رسانه دو بحث داریم، یکی بحث رژیم مصرف رسانه‌ای و یکی هم بحث تفکر انتقادی است. بحث سواد رسانه‌ای بعدها توسط مسترمن در کتابی بنام تیشینگ مدیا آموزش رسانه‌ای مطرح‌تر می‌شود.

در یک تعریف خیلی کلی، سواد رسانه‌ای عبارت است از: یک درک متکی بر مهارت که بر اساس آن بتوانیم انواع رسانه‌ها و انواع تولیدات آنها را بشناسیم و از یکدیگر تفکیک، تمیز و شناسایی‌اش کنیم. سواد رسانه‌ای مثل یک رژیم غذایی هوشمندانه‌ است که مراقب این هستیم که چه موادی مناسب و چه موادی مضر است و چه موادی ما الان نیاز داریم و چه زمانی آن را باید مصرف بکنیم.

از منظر رژیم مصرفی و رویکرد رژیم غذایی نگاه کنیم، کسی که رژیم غذایی برای چاقی و لاغری می‌گیرد، می‌گوید ساعت ۸ صبح باید این را بخورم و ده صبح پروتئین لازم دارم و غیره، ما در حوزه سواد رسانه‌ای یک بخش عمده حرفمان همین است که ما بدانیم که امروز من که از صبح پا می‌شویم، چقدر نیاز رسانه‌ای دارم که بروم کدام رسانه را در کدام ساعت و چقدر باید استفاده بکنم، نیاز دارم تو تلگرام بروم و اخبار و کانال‌ها را چک کنم، تلویزیون را روشن کنم خبر ۱۴ را ببینم. سریال فلان را ببینم و بعد تلگرام را چک کنم و بعد بخوابم. ذهنیت برنامه‌ریزی برای این است که من در این زمان‌ها باید مراجعه کنیم، غیرازاین بشود، نوعی رهاشدگی است؛ می‌بینید کسانی که ۵ تا فیلم سینمایی پشت سر هم می‌بیند و یکسره موبایلشان آنلاین است و دارند اخبار و رویدادها را و…، دنبال می‌کنند به‌نوعی اعتیاد دچار شده است.

سواد رسانه‌ای می‌تواند به مخاطبان رسانه‌ها بیاموزد که از حالت انفعالی و مصرفی خارج بشوند؛ خیلی قدیم‌تر گفته شده بود که همان ۱۹۸۰ ما نظریه‌ای تو حوزه رسانه داشتیم که مخاطب باید آن‌قدر فعال باشد و خودش باید گزینش کند، مخاطب اگر فعال باشد خودش گزینش و جهت می‌دهد؛ یعنی ما مخاطبمان آنجا غیر از سواد رسانه‌ای، برخی از سوادهای دیگرش هم احتمالاً مشکل دارد. ما می‌بینیم برنامه‌هایی که بعضاً آسیب‌زا هم هستند را همچنان مخاطبان آن‌قدر مطالبه می‌کنند یا برنامه‌هایی مثل برنامه طنزی که عمدتاً درونشان ما ناهنجاری‌های اخلاقی زیادی را هم می‌بینیم، مطالبه عمومی در موردش وجود دارد.

 یک ویژگی‌های سواد رسانه‌ای این است که سواد رسانه‌ای معقوله یا یک جعبه نیست که بشود درونش جا بگیریم یا بنگریم؛ می‌تواند شبیه یک دماسنجی باشد که صفر و ۱۰۰ ندارد. صفر و یک هم نیست تا بگویم کسی سواد رسانه‌ای دارد، کسی سواد رسانه‌ای ندارد؛ یعنی همه به‌نوعی دارند، سطحش فرق می‌کند و این پوست‌دار بودنش این امکان را به ما می‌دهد که ما بدانیم در هرلحظه از زمان و آموزش‌هایی که می‌بینیم، سواد رسانه‌ای خودمان را ارتقاء بدهیم؛ طبیعتاً چندبعدی در حوزه‌های مختلف است، در حوزه شناختی، در حوزه اطلاعاتی که منجر به مباحث احساسی بخواهد بشود به ما کمک خواهد کرد؛ در حوزه مباحث زیبایی‌شناختی به ما کمک خواهد کرد؛ جایگاه اطلاعات در حوزه اخلاق ما را می‌تواند افزایش بدهد. تعیین‌کننده معیارها و ارزش‌های اخلاقی ما هست و این ساختارهای مختلف دانشی‌اش می‌تواند به ما در چندبعدی بوده آن کمک بکند تا در هر وجهی ما یک مقدار پیشرفت قابل‌توجهی بتوانیم برای خودمان با توجه با نیاز خودمان داشته باشیم. پایه‌های اصلی و اساسی سواد رسانه‌ای این است که همه پیام‌های رسانه‌ای باید بدانیم که ساخته بشوند و این نشان‌دهنده آثار هویت در سواد رسانه‌ای است، پیام رسانه‌ای در یک‌زبان رسانه‌ای با قواعد خودشان ساخته می‌شود؛ یعنی قطعاً غالب رسانه‌ای وجود دارد. مخاطب‌های وجود دارند که مفهوم مورد نظر خودشان را از رسانه‌ها می‌گیرند؛ این هم یعنی عنصری بنام مخاطب خواهیم داشت. ارزش‌های ما و دیدگاه‌ها جاسازی شدند و در رسانه‌ها وجود دارند؛ یعنی پس محتوای رسانه‌ها به‌عنوان یک عنصر مهم، بهشان توجه می‌شوند. اغلب پیام‌های رسانه‌ای به شکلی سازمان‌دهی می‌شوند که منافع و یا قدرتی بینجامند. این هم‌پایه‌هایی از عناصر مختلف، پایه‌های بی‌سواد رسانه‌ای را تشکیل می‌دهند. حالا چرا سواد رسانه‌ای؟ رسانه‌ها بر حیات فرهنگ سیاسی ما به‌هرحال سلیقه دارند. تقریباً همه اطلاعات جز مواردی که آنها را به‌طور مستقیم تجربه می‌کنیم، رسانه‌ای شدند؛ به همین سبب ما باید سواد رسانه‌ای داشته باشیم. رسانه‌ها قادر هستند مدل‌های ارزشی و رفتاری پرقدرتی را خلق بکنند. سواد رسانه‌ای می‌تواند مصرف رسانه‌ای را لذت‌بخش بکند. رسانه‌ها بدون فعال کردن خودآگاه دارند بر ما اثر می‌گذارند. کاش به این بحث رسانه‌ها توجه کنیم، تأثیرات عجیبی از رسانه‌ها می‌پذیریم که خودمان خیلی وقت‌ها متوجه نیستیم. انواع موارد دیگری در حوزه ضرورت‌ها وجود دارد، تنوع و کارکردهای رسانه‌ای، هم‌زیستی با رسانه‌ها به‌عنوان بخشی از اینها، ابزار تحولات فرهنگی، سیاسی، اقتصادی امروز هستند. بحث اینترنت که چرا ضرورت دارد. این آماری که دارید می‌بینید برای هفته پیش است. تعداد یوزرها، کاربران اینترنت جهان الان سه میلیارد و پانصد میلیون نفر تا هفته گذشته بوده است. یک میلیارد و صد و چهل‌وسه میلیون وب‌سایت تا هفته گذشته به وجود آمده است. ۱۶۳ میلیارد ایمیل در یک روز ارسال شده است؛ سه میلیارد سرچ گوگل در یک روز اتفاق افتاده و سه میلیون و ۳۵۱ هزار وبلاگ مطلب درونش نوشته شده است. نیم میلیارد تویت در یک روز اتفاق افتاده است؛ در یوتویوپ نزدیک به ۴ میلیارد و ۲۰۰ میلیون ویدئو در یک روز دیده شده است.۴۶ میلیون عکس در اینستاگرام در یک رو آپلود شده و ۷۳ میلیون در تامبلر که نرم‌افزار شبکه‌های اجتماعی دیگری که هست. الان تعداد یوزرها و کاربران فیس‌بوک که فعالانه دارند کار می‌کند یک میلیارد و ۸۲۰ میلیون کاربر فیس‌بوک است که این تعداد از جمعیت چین بیشتر است. در گوگل پلاس ۴۹۵ میلیون، یعنی نیم میلیارد نفر کاربر وجود دارد. ۳۰۷ میلیون کاربر در توتیر، ۱۵۰ میلیون در اسکایپ هست. وب سایت‌هایی که در یک روز از هفته گذشته، هک شده ۵۳ هزار وب‌سایت هک بوده و ۴۰۹ میلیون کامپیوتر در روز فروخته شده است. تلفن‌های هوشمندی که در یک روز فروخته شده، دو میلیون و ۸۰۰ هزار تا هست. تبلت‌هایی که در یک روز فروش رفته، ۳۵۷ هزار تبلت بوده است.

ترافیک اینترنتی که مصرف شده ۲ میلیارد و نیم گیگابایت در یک روز است. مگابایت ساعتی که برق به‌واسطه استفاده از اینترنت مصرف شده است، ۲ میلیون و ۳۷۹ هزار مگابایت ساعت است؛ دی‌اکسید کربنی که به‌واسطه استفاده از اینترنت در یک روز ایجاد شده ۲ میلیون و ۱۰۱ هزار تن هست که این آمار نشان می‌دهد که وضعیت استفاده اینترنت در جهان پیرامون ما چقدر است. این هشدار خیلی جدی است. در یک ساعت آمارهای مختلفی داریم می‌بینیم. از مجموعه‌هایی که کنترل می‌کنند شمارش گرایی هستند. در یک ساعت ۱۶۲ هزار گوشی تلفن همراه فروخته شده که ۳۶ هزار سامسونگ، ۲۵ هزار اپل و ۱۱ هزار هواوی بوده است. در یک ثانیه چه اتفاقی در فضای مجازی اتفاق می‌افتد، چند تا گوگل سرچ و چند تا فیس‌بوک کامنت می‌شود. کشور ما در بین ۲۰ کشور پرکاربر استفاده از اینترنت است. در کجا قرار داریم، رتبه ۱۷ در میزان استفاده اینترنت در کاربران اینترنتی در سطح جهان در سال ۲۰۱۶ را داریم؛ در منطقه خاورمیانه رتبه اول با فاصله از عربستان سعودی را داریم؛ نزدیک به ۵۰ میلیون کاربر اینترنتی در ایران داریم. پیش‌بینی شده تا سال ۲۰۲۰، حدود ۷۰ درصد جمعیت جهان به اینترنت دسترسی خواهند داشت. مسیری در پیش رو داریم که به ما هشدارهایی می‌دهد که اگر این فضای مجازی نتوانیم کنترل کنیم، مثل سیلی می‌آید و ما را با خودش می‌برد. اینترنت روز به روز دارد ابعاد گسترده‌تری پیدا می‌کند. اینجاست که ضرورت دارد سواد رسانه‌ای را بیاموزیم. اینترنت نسل‌های بعدی مرتباً در راه است؛ وب وان، وب تو وب‌تری در: الان فایوجی اینترنت تلفن‌های همراه به‌سرعت دارد با یک سرعت خیلی زیادی در دنیا، استفاده می‌شود و به‌زودی وارد کشور ما هم می‌شود. اینترنت عرشیا اینترنتی است که نسل جدیدی از کاربردهای اینترنت را نشان ما می‌دهد؛ غیر از شبکه‌های اجتماعی، وسایل خانه، وسایل مورد استفاده یک فرد از طریق اینترنت متصل خواهند شد. این اتفاقی است که دارد کم‌کم در دنیا جا می‌افتد. کل وسایل خانه را بهم متصل می‌کنند؛ یعنی هیچ عقل و هیچ بعدی از زندگی بشری را نمی‌گذارند که وقتی به اینترنت وصل بشود، کنترل بشود، یعنی همه جهان و همه صاحبان اینترنت به آن وسایل هم دسترسی پیدا بکنند. الآن تلویزیون‌های هوشمندی است که در خانه‌ها به اینترنت متصل می‌شود و ما به‌واسطه اینکه می‌خواهیم با اینترنت یا رسانه‌های تعاملی داشته باشیم، از آن استفاده می‌کنیم. این نسل جدید منجر می‌شود که لامپ خانه را نیز به همان تلویزیون وصل ‌کنند، کنترل همه وسایل مثل یخچال و …، نیز از آنجاست و دیگر هیچ اختیاری شما به‌عنوان یک فرد در زندگی‌تان نخواهید داشت، اگر ما باز اینترنت ملی را جدی نگیریم، این اتفاق محتملی است که امروز می‌افتد.

نزدیک به ۵۰ درصد مردم در حال حاضر به اینترنت دسترسی دارند؛ مثال دیروز مقام معظم رهبری نکته‌ای را در مورد نقش فضای مجازی مطرح کردند. نقش فضای مجازی، ببینید چه نقش متفاوت‌تری را تا قبل ما امروز درگیرش هستیم. در مورد اینکه مردم با فتنه‌گران عاشورای ۸۸ قهر هستند و آشتی نمی‌کند؛ تیتری بود که در صحبت‌های حضرت آقا بود و رسانه‌ها آن را پوشش دادند. امروز دیگر مثل قدیم نیست، به‌واسطه اینکه همه نهادهای حاکمیتی هم درگیر فضای مجازی هستند و از این بستر می‌خواهند استفاده بکنند. قدیم‌ها اگر حضرت آقا دیداری داشتند ما تا ساعت ۱۴ صبر می‌کردیم تا در خبر ببینیم که چه خبر شده است. الآن بلافاصله سایت خامنه‌ای دات آی آر. یا کانال تلگرامی‌شان یا در فضای مجازی شبکه‌های اجتماعی مثل فیس بوک و تویتر و اینها می‌بینیم که بلافاصله بعد از صحبت حضرت آقا اینها متن منتشر می‌شود. این تکه‌ای را که بالا سمت راست می‌بینید، اولین لحظه انتشار صحبت حضرت آقا است که ساعت ۱۲ و ۳۹ ظهر دیروز خامنه‌ای دات آی ار و کانال تلگرامی این را منتشر کرده است؛ حدود ۳۰ دقیقه بعد خبرگزاری فارس یک عکس می‌گذارند و نوشتن، یعنی تفسیر و تبیین می‌کند صحبت حضرت آقا را که کسانی را نمی‌بخشیم که بسیجیان را زدند و… که یک تصویری هم ازش منتشر کنید و حالت پوستر و عکس نوشت برایش لحاظ می‌کنید. حدود ۱۳۰ دقیقه بعد ساعت ۱۱/۱ ظهر حدود ۳۰ دقیقه بعدازاین، حدود ۴۹/۱ دقیقه ظهر، کانال تلگرامی آمد‌نیوز تصویر را پاسخ می‌دهد، صحبت حضرت آقا رهبر انقلاب در دیدار با مردم آذربایجان، ملت با کسانی که در روز عاشورا؛ جوان بسیجی را کتک زدند آشتی نمی‌کنند. هنوز ساعت ۴۹/۱۳ است و می‌بینیم صحبت آقا در این فاصله حدود ۱ ساعت طوری جنگ رسانه‌ای شده که اینجا مفهومش واضح است. فارس آن را تبیین می‌کند و با عکس یک جوانی که متعلق به جریان سبز است و دارد با باتوم احتمالاً به بسیجی‌ها حمله می‌کند؛ آمد‌نیوز چند تا جوان بسیجی را نشان می‌دهد که آنها دارند جوان‌های سبز را کتک می‌زنند، یعنی ما با اینها آشتی نمی‌کنیم؛ یعنی با آن بسیجی‌ها آشتی نمی‌کنیم؟ تو یک فاصله زمانی و حدود ۴۸ تا از این عکس نوشته‌ها را طی یک ساعت آمدنیوز منتشر کرد که در فضای این جریان آشتی ملی که حضرت آقا فرمودند که معنی ندارد و ما با این آدم‌ها آشتی نمی‌کنیم را موج ایجاد بکند که پاتک این ضربه‌ای که از نظام خوردن را مجدداً بتوانند جبران بکند و این موضوع الان کمپین شده به نام ما آشتی نمی‌کنیم. هشتک زدن و آقای بابک نامی از خارج از کشور این کمپین را ایجاد کرد که ما آشتی نمی‌کنیم که این را برگرداندند به‌طرف خودشان که آن‌کسی که آشتی نمی‌کند ما هستیم، نه شما و بی‌بی‌سی هم دیشب چند تا گزارش از این جریان روی آنتن رفت که خانواده‌های کشته‌شدگان در سال ۸۸ در آن چند تا مصاحبه کرد‌ه‌اند و آنها گفته‌اند برای ما اصلاً حرف آشتی بی‌شرمانه است که یکی از خواهران کشته شدگان آمد و آن را آتش زد؛ یعنی از آن طرح آشتی ملی که مطرح شده بود، چون مخالفت شد، این برنامه را شروع کردند. در همین هفته گذشته که صحبت‌هایی آقای خاتمی مطرح کرده بود، همین آمدنیوز و کانال‌های ضدانقلاب داشتند تلاش می‌کردند تا بسترسازی کنند مثلاً نظام را در مقابل یک فرصت تاریخی نشان ‌دهند. همین‌ها داشتند این فضا را ایجاد می‌کردند و حالا که دیدند جواب رد گرفتند، فضا را مثلاً ‌برمی‌گردانند و آن را به یک بحران دیگری برای نظام تبدیل کنند.

این مثال تأثیر شبکه‌های اجتماعی در فضای مجازی و سرعت انتشاری که دارد را خوب نشان می‌دهد. آینده ما دیگر در آن جنگی به وقوع نخواهد پیوست، جنگ‌ها در تصورات مخاطبان شکل خواهد گرفت؛ خیلی قبل‌تر آقای ملکوهان این را گفت و بعدها آقای بوتلیار یکی از مهم‌ترین اندیشمندان پست‌مدرن این موضوع را مطرح کرد که اصلاً جنگ خلیج‌فارس اتفاق نیفتاده است؛ ایشان یک مبحث فرا واقعیت را مطرح کرد و گفت هر چه دیدیم تصاویر رسانه‌ای بوده است.

در مورد اهمیت اینکه ما بحث سواد رسانه‌ای را تا کجا داشته باشیم، یک اشاره‌ای شد. در حوزه ماهواره هم یک اشاره سریع می‌کنیم که حجم ماهواره‌ها روزبه‌روز افزایش پیدا می‌کند. ماهواره رسانه‌ای، یعنی بستر تکنولوژی که رسانه‌ای نیست که به‌واسطه فضای مجازی آمدند بگویم پس دیگر شبکه‌های اجتماعی مهم هستند و ماهواره را بگذاریم کنار دیگر کسی بی‌بی‌سی نمی‌بیند. اتاق فکر همه اینها همین است که بتوانند از طریق ساختارهای شبکه‌های ماهواره‌ای کارشان را پیش ببرند.

 بی‌بی‌سی، صدای آمریکا از شبکه‌های اجتماعی دارند کنترل می‌کنند؛ امروزه یک مؤسسه پیش‌بینی رسانه‌ای است که پیش‌بینی کرده تا ۲۰۲۰ – ۴۵ هزار کانال از طریق ماهواره پخش خواهد شد؛ الآن حدوداً ۲۰ هزار تا کانال وجود دارد؛ یعنی این تعداد دو برابر خواهد شد. پخش ماهواره‌ای پخش خیلی مهمی است این را از منظر ضرورت سواد رسانه‌ای باز خدمتتان می‌گویم؛ به‌واسطه ارزان بودن قیمت که هر چه مدارهای ماهواره‌هایی که ارسال می‌شود به فضا را می‌برند، بالاتر باشد، قیمت آنها به‌صرفه‌تر خواهد شد؛ برای همین ما نمی‌توانیم بگویم ماهواره کارش تمام است و باید سراغ اینترنت برویم؛ چون هرلحظه کابل‌هایی که اینترنت را منتقل می‌کند ممکن است لنگر کشتی بهش گیر بکند و مشکلاتی برایش پیش بیاید، ولی پخش ماهواره از فضا است. ارسال پارازیت‌ها و اختلال آن خیلی سخت‌تر از ارتباطاتی که از طریق ماهواره‌ها دارد برقرار می‌شود. گیرنده‌های ماهواره‌ای مختلف، جیبی و کوچکی که دارد ایجاد می‌شود گیرندهای ۱۴ در ده سانتی که برای ماهواره درست شده و دارد در بازار پخش می‌شود و نشان می‌دهد که ماهواره در نزدیکی ما هست. نزدیک به ۷ هزار شبکه ماهواره‌ای در کشور ایران قابل دریافت است. در این دسته‌بندی که دارید می‌بینید، تقسیم‌بندی موضوعی دارند، شبکه‌های ماهواره‌ای که با تکراری‌ها، نزدیک به ۱۹۰ شبکه ماهواره‌ای فارسی‌زبان است. شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان نکته مهمش این است که در حوزه تبلیغ دینی باید به او توجه کرد. اینکه ۲۲ شبکه ماهواره‌ای دینی ما داریم که دارند فعالیت می‌کند، مثل شبکه‌های وهابی، شیعی، مسیحی، فرقه‌ای که بخش عمده اینها شبکه‌های معاند هستند؛ شبکه‌های تبشیری مسیحیت هستند که ۴ شبکه که به فارسی دارند و تبلیغات مسیح را می‌کنند و شبکه‌های وهابی که تا حدودی با آنها آشنا هستید. شبکه‌های شیعی‌مان هم خیلی علی‌ای نیستند؛ بخش عمده‌ آنها در دست جریان منصوب به آقای شیرازی  است و بخش دیگری هم که تلاش جریان‌های حوزوی تازه فعال شده ما هستند؛ غیر از شبکه ولایت که از سال ۸۸ تقریباً ۷ و ۸ سال سابقه کار دارد، شبکه‌های دیگر شبکه‌های نوپای هستند که در این حوزه می‌خواهند تلاش بکنند که به این حجم برسند. مواجهه شبکه‌های ماهواره‌ای با مبانی دینی و اعتقادی ما مواجهه گسترده‌ای  است که در حوزه‌های مختلف کار می‌کنند؛ شبکه‌ای مثل اهل‌بیت و شبکه‌های دیگری که وجود دارد؛  ما مشکلات خیلی جدی در پیش داریم. شبکه فدک که یاسر الحبیب یک روحانی کویتی که ممکن است  او را بشناسید در اختیار دارد که فردی است که در لندن تبلیغ شیعه انگلیسی را می‌کند که عمدتاً خیلی‌‌ها در داخل تصورشان این است که منظور از شیعه انگلیسی، آقای شیرازی و اینها هستند.

چند جلسه‌ای را من در این مورد بحث کردم که ما بحثی داریم در بحث شیعیان افراطی که می‌توانیم آن را به جریان منصوب به آقای شیرازی بدانیم که اینها کار قمه‌زنی و …، را انجام می‌دهند؛ یکسری که شیعه انگلیس هستند، مثل همین آقای یاسر‌الحبیب که در کویت بوده و بعد از اینکه آن کتاب عایشه فاحشه است را منتشر کرد، از کویت فرار کردند و در انگلیس الآن تحت حفاظت ام آی سیکس فعالیت خودش را می‌کند؛ شبکه فدک دارد عایشه کشان و عمرکشان در قلب لندن برگزار می‌کند و کسی هم چیزی به آنها نمی‌گوید؛ حفاظت و حمایت هم خواهد شد؛  یا آقای الله‌یاری که در لوس‌آنجلس است که حضرت آقا اشاره می‌کند آن شبکه شیعی که از لس‌آنجلس و لندن برنامه پخش می‌کند یا تبلیغ شیعه می‌کند، آن شیعه نیست؛ این شیعه انگلیسی که مراسم توهین به مقدسات اهل سنت را انجام می‌دهند. شبکه‌های وهابی سریال‌های مختلفی را می‌سازند؛ ضرورت اینکه ما سواد رسانه‌ای داشته باشیم، را مشخص می‌کند؛ یا سریال‌های مثل الحسن و حسین که کار شده، باید تحلیلش در اختیار مبلغان دینی قرار بگیرد؛ سریالی مثل عمر که تحریف تاریخ صدر اسلام را در غالب درام و نمایش فوق‌العاده جدی و حساب شده و با پول خیلی زیاد انجام داده‌اند. سریالی دیگری مثل خیبر که به موضوع طرح آشتی صلح اعراب و اسرائیل در غالب تاریخی و جنگ خیبر می‌پردازد، به نحوه مواجهه پیامبر با یهودی‌ها می‌پردازد؛ در این سریال هم عمده گذاره‌ای که مدنظر  است جنگی که با یهودی‌ها بوده و بعد از صلح پیامبر با یهودی‌ها دیگر تمام شده و ما الآن در شرایط فعلی دیگر نباید با یهودی‌ها که اسرائیل باشد، بخواهیم جنگ داشته باشیم. برای اینها همه یاد گرفتند که سریال برای جهان عرب بسازند و مبلغان دینی باید اینها را بدانند؛ از آن طرف هم شیعیان هم بعضاً سریال‌های را می‌سازند، مثل امام الفقهاء درباره امام باقر و امام صادق (ع) بوده است یا باب المراد درباره امام جواد (ع) بوده و اینها هم قابل نقد و بررسی و تحلیل  است که در فضای رسانه‌ای ضرورت دارد ببینیم.

در حوزه سواد ماهواره‌ای ما حوزه سبک زندگی هم باید خیلی توجه بکنیم؛ ما امروزه شبکه‌های فیلم و سریال که اگر دیده باشید در آن نموداری که ۱۹۰ شبکه ماهواره‌ای فارسی‌زبان داشتیم، بیشترین حجم شبکه‌ها را شبکه‌های سرگرمی و تفریحی تشکیل داده‌اند. ما درست است که بخواهیم منظور شبکه‌های ماهواره‌ای را بدانیم که براندازی مثلاً رژیم نظام جمهوری اسلامی باشد که دنبال این بخواهند باشند، منتهی اتفاقی که دارد می‌افتد این است که به این نتیجه رسیدند که باید از طریق تغییر سبک زندگی این کار را بکنند،  از طریق جنگ فرهنگی این کار را بکنند؛ دیروز حضرت آقا اشاره کردند که اصل جنگ، جنگ نظامی نیست، جنگ فرهنگی، اقتصادی است و آنها از همین طریق دارند پیش می‌برند که سبک زندگی را تدریجی تغیر دهند؛  اگر در تحلیل‌های سریال‌های مختلف شبکه جم، فارسی وان سابق و من و تو دنبال بکنیم، نمونه‌هایی را می‌بینیم؛ از برسی آماری این شبکه‌ها نمایش ترویج مؤلفه‌هایی از سبک زندگی مثل عریانی، بحث سقط‌جنین، بحث روابط نامشروع که با توجه درصدهای آنها اگر نگاه کنیم متوجه می‌شویم که چقدر بحث جدی است؛  مشخصاً این را از من بپذیرید که مخاطبی که سریال‌های مثل جم و من و تو را می‌بینید، اصلاً توجه‌اش به این موارد جلب نمی‌شود؛ یعنی کپسولی در دل اینها قرار می‌گیرد، یک تئوری  است به اسم پختن قورباغه، یعنی قورباغه را می‌اندازند در آب جوش می‌پزد، به‌این‌ترتیب که آن را در آب یخ می‌اندازد و بعد کم‌کم روی شعله گاز کم، آرام‌آرام گرمش می‌کنند و آن قورباغه می‌ماند تا می‌پزد و اصلاً‌ بیرون نمی‌پرد. در حوزه سریال‌های شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان اتفاقی که دارد می‌افتد همین  است که صحنه‌های مستهجن و غیراخلاقی مشخصاً تابلو خیلی نشان داده نمی‌شود و آن کارهایی که می‌کنند به‌شدت به نرمی و آرامش سانسور شده است؛ تمام سریال‌های که از شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان پخش می‌شود، سانسور شده است؛ منتهی چه سانسوری حجم سانسور، نوع سانسور خودش قابل‌تحلیل است که… اینکه یک رابطه غیراخلاقی را نشان بدهد، حدی که وجود دارد، حد فوق‌العاده‌ای بدی  است که در این­گونه موارد ما می­بینیم، یا در حوزه مواردی مثل، انواع روابط نامشروع که چگونه روابط نامشروع قبح‌زدایی بکنند، خیلی کار شده است؛ این‌طور نیست که صرفاً یک رابطه نامشروع نشان بدهند و بعد بگوییم قبح آن را ریختن؛ این حداقل نگاه بکنیم، خیلی حرفه­ای­تر نشان داده می­شود، ذیلش کارها و تاکتیک­های وجود دارد، برای اینکه این اتفاق بیافتد.

در مورد مثلاً بحث فرزند نامشروع اگر همین مورد را فقط ببینیم یا خیانت زوجین به همدیگر؛ در مورد فرزند نامشروع، چون اینها مطابق با مشاهدات و تحلیل محتوایی است، یعنی شعار و یک گزاره­های صرفاً  برای سخنرانی باشد، نیست؛ اینها نتایج تحقیق  است که در مشاهدات عینی است  که در این سریال­ها وجود داشته است. در مورد فرزند نامشروع پیش‌ازاین در سریال­ها و برنامه­های ماهواره­ای یا شبکه­های اجتماعی و اینها تبلیغ می­شد که سقط‌جنین حق طبیعی خانم­ها است؛ حق‌دارند مادر نشوند و خیلی طبیعی است که بتوانند سقط کنند؛ از این‌رو سعی می­کردند قبح سقط‌جنین را بریزند. این به‌عنوان یک آسیب اجتماعی بود و خیلی هم موفق بودند و آمار سقط‌جنین در کشورها خیلی بالا رفته، بعد از این هجمه، تبلیغات جنگ تهاجم فرهنگی که صورت گرفت؛ منتهی از یک جای به بعد، این تغییر کرده و گفتند که دیگر سقط‌جنین بی­کلاس است؛ اتفاقاً روابط نامشروع اگر داشتید، باید بچه نامشروع را به دنیا بیاورید؛ کلاس این است که بچه نامشروع داشته باشید؛ یعنی اگر کسی رابطه نامشروع دارد که عمده سقط‌جنین‌ها به‌واسطه شکل­گیری فرزندان نامشروع است، امروز دیگر سریال­های ماهواره­ای دارند این را تبلیغ می­کنند که فرزند نامشروع چیز خوبی است. ما در یک بازده ۶ ماهه سریال­های را بررسی کردیم و ۱۸ تا سوژه فرزند نامشروع وجود داشت، سوژه­ای که کاراکترهای اصلی سریال فرزند نامشروع بودند که اینها قهرمان و فوق‌العاده دوست داشتنی و باهوش بودند و اینها جذب می­کند؛  برای مخاطب فراتر از قبح‌شکنی حرکت می‌کند؛ اینها در حوزه سواد رسانه خیلی مهم است که این تحلیل­ها در اختیار مبلغان قرار بگیرد تا بتوانند که از این حوزه استفاده بیشتری را داشته باشند.

یک راهبرد جدی در حوزه سواد رسانه­ای تحلیل است؛ همین مواردی که تحلیل محصول رسانه­ای اینکه متن، ذیل متن یا فرا متنی بودن محصولات رسانه­ای خیلی مهم است؛ در این تصویر مثلاً می­بینید یک فشنگی را داریم که ذیلش نوشته کویک یا یک سیگاری را داریم که زیرش نوشته اسلو، خب متن­مان می‌شود، اینکه این نوشته­ها و این تصویری که می­بینیم منتهی لایه زیرینش را بخواهیم بررسی بکنم و به مخاطبمان بگویم، یعنی برخی از پیام­های رسانه­­ای،  امروزه باتوجه به ذائقه مخاطب امروزی که از سطحی از هوشمندی بیشتری برخوردار است، گذاشته می‌شود. امروزه پیام­ها را می­برند عمدتاً در لایه­های زیرین قرار داده‌اند. یا مثال دیگری را بخواهیم در این حوزه­ها داشت باشیم و نه درون فن، مثلاً یک خبری را با این عنوان ببینیم؛ در پی ازدیاد سگ­های ولگرد در مناطق حاشیه شهر تهران، شهرداری با تشکیل اکیپ‌های ویژه­ای اقدام به کشتن سگ­های ولگرد کرده است؛ بر همین اساس تاکنون بیش از صد قلاده سگ ولگرد شکار  شده است؛ الآن این را یک فردی می­توان بخواند که قبلاً سگی جانش را نجات داده باشد با یک فردی این را می­تواند بخواند که قبلاً از طریق یک سگی که بیماری هاری داشته گزیده شده باشد و بر این مشکل­های پیش آمده باشد؛ هر دوی اینها، امروزه رسانه­ها لایه­های زیرین پیام را که قرار می­دهند دنبال این هستند که منجر به تأثیر رسانه­ها بر مغز انسان­ها می­شود، متفاوت است و تأثیرات متفاوتی را شکل می­دهد؛ ما اگر در سطح پایین قرار بگیریم یک بحثی را در حوزه ارتباطات داریم به اسم رسانه گرم و رسانه سرد، حالا رسانه­هایی که می‌زد درگیری مخاطب را در یک حد قابل‌توجهی بالا ببرند، رسانه سرد هستند؛ مثلاً وقتی شما کتاب می­خوانید کل مغزتان درگیر می­شوید و آن را دارد تحلیل و تخیل و مطالب آن را پردازش  و دریافت می­کند، ولی وقتی کسی بازی یارانه­ای انجام می­دهد و یا تلویزیون می­بیند، میزان کمتری از ذهنش درگیر خواهد شد. به  سبب اینکه حواس پنج‌گانه مثل چشم و گوش و اینها درگیرتر می‌شود؛ در بازی یارانه­ای که اصلاً خودش درگیر می­شود، خودش کنشگر می­شود؛ به خاطر همین در حجم و سطح بالا می­بینیم آن را و در کتاب در پایین­تر سطح، رادیو وقتی گوش می­دهیم یک رسانه سرد یا گرم است؛ یک رسانه­ای که گوش شما درگیر است و بقیه­اش را شما خودتان دارید می­سازید؛ به همین واسطه تأثیرات متفاوتی را هم رسانه­ها از منظر ارتباطات غیرکلامی می­­گذارند. امروزه اثبات‌شده در یک تحقیق جامعی که صورت گرفته که نقش واژه­ها و کلمات در انتقال مفاهیم از فردی به فرد دیگر تنها فقط ۷ درصد است؛ یعنی اینکه ما وقتی باهم حرف می­زنیم، فقط کلام من را بخواهید در نظر بگیرید و تأثیر دریافت شما از کلام بنده صرفاً ۷ درصدش برای کلام است؛ ۳۸ درصدش برای لحن صدای من و ۵۵ درصدش مربوط به زبان بدن است. اینکه ما امروز می­بینیم که در فضاهای شبکه­های اجتماعی شما چت­هایی که انجام داده‌اید و خیلی وقت­ها پیش آمده که دچار سوءتفاهم شده­اید؛  یعنی دوستتان یا شما دچار سوءتفاهم شده‌اید، چون  فقط با یک نوشته اگر بخواهید پیام را، مفهوم را منتقل بکنید، نمی­شود؛ چون حضور ندارید، در موقعیت آن لحن را ندارد و  آن زبان بدن را هم ندارد؛ اسپیکرها را ساخته­اند که این نقص را در شبکه‌های اجتماعی کم کند؛ اسپیکر کمک‌کننده این است که این پیام به بهترین شکل ممکن منتقل بشود؛ والا بارها پیام­ها به‌صورت ناقص منتقل می­شوند که این بحث زبان بدن را هم نشان می­دهد.

 مراحل کسب سواد رسانه­ای را خدمتتان بگویم. بحث اصلاح رژیم مصرف رسانه­ای که خدمتتان عرض شد. قرار دادن رسانه­های مختلف در سبد محصولات مصرفی که قرار است ما داشته باشیم؛ ما سبد محصولات رسانه­ای به‌شدت لازم داریم؛ اینکه از کتاب چقدر باید استفاده کنیم؛ روزنامه چقدر بخوانیم؛ تلویزیون، سینما و فضای مجازی باید حد و اندازه داشته باشد؛ ما این را باید برای بچه­‌های خود و خانواده‌هایمان، اطرافیان و شاگردانمان تعبیر بکنیم؛ بحث داشتن نگاه انتقادی، تفکر انتقادی به رسانه­ها یکی از چیزهایی که معمولاً من خودم این را می­گویم و خیلی هم واهمه­ای هم ندارم و این است که ما تفکر انتقادی را در هر حوزه­ای باید داشته باشیم، حتی محصولات رسانه­ای داخلی؛ سریال­های داخلی خودمان کم مشکلات ندارند، اگر شما سریال­های داخلی را بخواهید با نگاه انتقادی نگاه بکنید، می­بینید که با سریال­های شبکه­های ماهواره­ای ترکیه­ای و فارسی و اینها صرفاً یک حجاب خانم­ها  است که موهایشان بیرون نیست والا بقیه سوژه و اینها، انواع و اقسام عشق­های مثلثی، خیانت، ترویج خیانت و اینها صورت می­گیرد؛ آسیب­ها وجود دارد؛ ما باید به مخاطبمان بگوییم  که باید تفکر انتقادی داشته باشید؛ می­خواهید محصولات جمهوری اسلامی را در حوزه رسانه مصرف بکنید، انتقادی نگاه کن، خبر جمهوری اسلامی ساعت ۱۴ و ۲:۳۰ را نگاه می­کنید، دنبال این باشید که این خبر را انتقادی نگاه بکنید و کامل نپذیرید. با فکت‌های دیگری بپذیر که این واقعه تا چه حدی روی داده است، این حرف منجر به این می‌شود که مخاطب بی‌طرفی را حس بکند، باور و اعتماد می‌کند و آن‌وقت وقتی بی‌بی‌سی را می‌بیند، هم انتقادی یاد می‌گیرد که انتقادی نگاه بکند.

در حوزه سواد رسانه‌ای چندین سؤال داریم که آقای لارسون مطرح می‌کند. اینکه این خبر خیلی واضح است؛  این مطلبی را که الآن شما دارید می‌شنوید از کجا، مدل‌های ارتباطی وجود دارند، ۵ سؤال و ۷ سؤال و اینها.. آقای لارسون می‌گوید: ۵ تا سؤال در مورد هر محصول رسانه‌ای و هر ارتباطی وجود دارد. فرستنده این پیام چه کسی بوده است؟ الآن متنی در شبکه‌های اجتماعی مخاطب می‌بیند، به او بگوید این را چه کسی گفته است؟ فرستنده چه کسی بوده است؟ از کجا آمده است؟ با چه هدفی این را فرستاده است؟ مثلاً دعوت به یک تجمع خیابانی می‌شود. در جریان‌ پلاسکو می‌گویند: بیاید همه هشتک استعفای شهردار تهران را انجام بدهیم، متأسفانه بخش عمده‌ای از مخاطبین که همراهی می‌کنند، اصلاً سواد رسانه‌ای ندارند، صرفاً همراهی می‌کنند، اصلاً نمی‌فهمند این هشتکِ از کجا درآمده است؟ این ذهنیت برایش ایجاد نمی‌شود؛ یعنی ناراحت پلاسکو است؛ یعنی از هیجان مخاطب، از افسردگی،‌ غصه و غم مخاطبش استفاده می‌کند؛ طراح آن جنگ روانی را می‌خواهد و این را در این راستا می‌خواهد و این حواسش نیست که هدفش  چیست. هدفش باید جمع بشود. اگر فکر بکند که آیا انتخابات ریاست جمهوری در پیش است و نامزد انتخابات پیشرو را می‌خواهند بزنند و الا این غصه، این فروریختن، این ساختمان و آتش‌نشان‌ها، چه ربطی الآن دارد که  در این شرایط بخواهیم، مقصری را پیدا بکنم و مقصر را هم تقاضای استعفایش را داشته باشیم. این چندین سؤال را اگر مخاطب از خودش بپرسد، خوب است. واقعاً این نگاه انتقادی منجر به این می‌شود که خیلی از مشکلات، تأثیرات رسانه­ای کم بشود. ما در یک فرایند ارتباطی چندین گارد جلوی پیام ارتباطی داریم.

 نگرش­ها، بینش‌ها، ارزش‌های خانوادگی و بومی و اینها که این بچه و این نوجوان ما درونش شکل‌گرفته  در یک خانواده و اجتماع است، عقبه­ای که دارد این منجر می­شود که هر پیامی که به او وارد می­شود یکسری گارد جلویش است که اینها از این یکی‌یکی رد می‌شود. هرکدام از اینها را به یک ترفندی در حوزه جنگ رسانه­ای دارند آموزش می­دهند که چگونه باید اینها را رد کنیم. برای همین یادگیری این تکنیک­ها و روش­ها فوق‌العاده مهم است؛ ابزارهای اغنایی خیلی مهم است که باید یاد بگیریم که چگونه تجزیه‌وتحلیل پیام و جریان­های رسانه­ای داشته باشیم؛ اگر هشتک استعفای شهردار تهران را می­بینیم، می­بینیم که یک جریان رسانه­ای دارد شکل می­گیرد، تحلیل این جریان رسانه­ای را به مخاطبمان یاد بدهیم. دشمن آقای قالیباف هم باشد، می­فهمد که الآن وقتش نیست، الآن که آوار روی سر یک عده­ای ریخته و الآن وقتش نیست. الآن که دشمن می­خواهد از این فرصت انشقاق در داخل جامعه استفاده بکند، الآن وقتش نیست. الآن که ما از بیرون رئیس‌جمهوری مثل ترامپ را در آمریکا داریم، دولتی داریم که همه تخم‌مرغ‌هایشان  را در سبد برجام چیده و مشکلات اقتصادی را نتوانسته حل کند و برجام الآن زیر سؤال رفته است. دولت تحت‌فشار انتخابات ریاست جمهوری داریم که رقابت­های انتخاباتی در پیش است؛ از داخل و خارج تحت‌فشار هستیم و الآن دعوای یک جریان رسانه­ای این وسط دارد شکل می­گیرد، بیایم همراهی­اش بکنیم؟ ضدانقلاب‌ترین آدم هم باشند، ناسیونالیسم باشد، ملی­گرا باشد، می­تواند این را درک بکند و همراهی نکند؛ اگر سواد رسانه­ای داشته باشد. بفهمد این جریان رسانه­ای از کجاست؟ برای چیست؟ الآن به نفع ملت ما و ایرانی بودن ما است که این کار را انجام بدهیم؟ این جریان را همراهی بکنیم؟ یکی از مراحل جدیدی که به این حوزه اضافه شده این است که تولید محتوای رسانه­ای سالم بکنیم. همان‌طور که خدمتتان گفتم، بحث خیلی جدی است.

بحث محتوا در فضاهای رسانه­ای که تولیدکننده چیست. ما اگر محتوا را اختیارش را از دست بدهیم که الآن تا حدود زیادی از دست داده­ایم، ما تولیدکننده‌های محتوایی­مان، تولیدکننده‌های مشکل‌داری هستند؛ همچنان حتی اگر خود ماها داریم که تولید محتوا صورت می­دهیم. خیلی اوضاع به‌هم‌ریخته‌ای از حوزه محتوای وجود دارد، بحث محتوا خیلی مهم است. ما باید محتوای سالم تولید کنیم؛ حتماً این یک حدیث و آیه یک روایت محتوای سالم است و در چه زمین و ظرفی قرار بگیرد و در اختیار مخاطب قرار بگیرد؛ این خیلی خودش مهم است؛ اینها مهم است، ما این بسترها را برای مخاطبان حرفه­ای­ترمان که کار تبلیغ قرار است انجام بدهند، باید به نوع خاص خودش انجام بدهیم؛ امروز ما از بازی­های یارانه­ای گرفته تا همین نرم­افزارهای پیام‌رسان که استفاده می‌شود، مشکلات جدی داریم  که مبلغین­مان هم آشنایی ندارند. در خیلی از این موارد، مثلاً من مثال بازی‌های یارانه­ای و محتوایی که آنها دارند را خدمتتان بگویم یک بازی داریم بنام جی تی ای، ما الآن در خیلی از گوش­های پدرانمان وجود دارد که بچه­ها دارند بازی می­کنند. اگر تحقیق درستی انجام بشود. روی تحقیق­هایی که خود غربی­ها انجام داده­اند، آمریکایی‌ها انجام داده­اند؛ خودشان پژوهشی انجام داده­اند که اگر بازی جی تی ای را اعلام کرده­اند، اگر کسی تا اول آخرش تا سطح آخر جی تی ای را بازی بکند، روی مخاطبش آزمایش انجام داده­اند؛ انگار که یک قتل را بدون هیچ استرس و مشکل روحی یعنی با آسودگی خیال راحت این فرد می­تواند انجام بدهد، اگر تا اول آخر این بازی برود. بازی کالاف دیوتی را که فردی که دارد می­رود جلو، مرحله‌به‌مرحله، تیراندازی می­کند و… بازی کالاف دیوتی را ارتش آمریکا اعلام کرده است که کسی که کالاف دیوتی را تا مرحله آخرش برود. معادل دو سال خدمت در ارتش آمریکا برایش محسوب می‌شود؛ یعنی آن‌قدر انواع روش‌های رزمی، کشت و کشتار را این فرد یاد می­گیرد و تجربه می­کند که چه جوری با سنگ، اسلحه… بکشم. و مرحله‌به‌مرحله بروم جلو و آن حس خوشحالی که بعد از کشتن­ها در این بازی دارد به مخاطب القاء می‌شود؛ اینها همه مواردی است که به او توجه نکردیم و همچنان هم می­بینیم این بازی‌ها بدون فیلتر در اختیار کاربران­مان هستند. این حجم از محتوایی که پخش و پلا در این فضا، وحشتناک است؛ یعنی اگر در منظر مانیتور کردن و رصد کردن قرار بگیرید، خیلی غصه خواهید خورد. من پاورپوینت این را چون حجم قابل‌توجهی از مطالب را به خاطر اینکه دیر شروع کردیم، می‌ماند؛ ۸ کلید سواد رسانه­ای را هم خواهیم دانست. بعد چگونگی تحقیق سواد رسانه­ای و مراحلش اینکه تولید پیام، تجزیه تحلیل پیام، تکنیک‌ها و فنون اغناء و تبلیغ را مرور خواهیم کرد، در این اسلایدها  است که من در این دوره سواد رسانه­ای که دوستان طراحی کردند، در بحث جنگ روانی، عملیات روانی و شگردهای تبلیغ و اغناء یکی از مهم‌ترین ویژگی­های سواد رسانه­ای همین است که آن را بیان می‌کنم.

همین جمعه گذشته روز ۲۲ بهمن بود که شبکه من و تو مستندی را در مورد انقلاب ۵۷ پخش می­کند، مستند انقلاب ۵۷  که از سه سال پیش در شبکه من و تو تولید شده و مستند در حال پخش شدن است  که کاری با او نداریم، ولی مستند جدیدی را روز ۲۲ بهمن پخش می‌کند، تکنیک‌هایی که در این مستند پخش شد، اگر برای مخاطب یک جلسه ما، یعنی سواد رسانه­ای، یعنی همین‌ که محفل­هایی داشته باشیم که مبلغین حضور داشته باشند و این مستندهایی که در معرض عموم مخاطب قرار خواهد گرفت تا مخاطب با آن آشنا شویم؛ حالا بحثی هم ما با بعضی از مبلغین مذهبی همیشه داشته­ایم که می­گویند خیلی از مخاطبمان ماهواره ندارند که ما بخواهیم این حرف­ها را برایشان می­گویم. مشکل ما با ماهواره، مخاطب مستقیم آن نیست، مخاطب غیرمستقیم آن خیلی گسترده و غیرقابل‌شناسایی است؛ یعنی یک نفری را شما می‌بینید که ماهواره نمی­بینید، ولیکن بچه مدرسه می­رود، خیلی از شماها شاید این را دیده باشید که در خانواده­های مذهبی خیلی اتفاق می­افتد که دختر، پسر یک خانواده مذهبی و روحانی هستند. کلاس قرآن می­رود و بعد می­رود مدرسه، ماهواره هم که ندارد… بعد می­بینیم دخترخانم بزرگ می­شود به سن نوجوانی می­رسد و یک‌دفعه می­بینیم آن‌جوری که مادرش حجاب دارد، او دیگر حجاب ندارد، پدر تعجب می­کند. بچه در معرض پیام‌های غیرمستقیم ماهواره است. از تلویزیون خودمان هم..، چون از نگاه نظریه کاشت نگاه بکنیم، کاشت‌ها دارد صورت می­گیرد. بچه در مدرسه که در معرض ماهواره است، شبهه­ای در ذهن نوجوان و کودک شما قرار می­گیرد. تلویزیون خودمان آن را آن شبهه را پرورش می­دهد.. یک خانم چادری را  در یک سریال دیده و خیلی خوشش آمده است؛ بعد یک عید غدیر او مهمان برنامه می­شود، ناخودآگاه بچه متوجه می­شود آن حجابش آن چیزی نبود که در تلویزیون می­دیده است و این شخصیت واقعی این آدم این است و آن الگو و آن اسطوره‌سازی‌های که برای ذهن نوجوان، کودک شکل می­گیرد. گروه­های مرجعی که برایشان در سن تربیتی خاص که حالا اساتید بیشتر وارد هستند، شکل می­گیرد و اینها همین‌طور فراوری می­شود و بعد یک‌دفعه تبدیل به داشت می­شود؛ یعنی کاشت، داشت، برداشت صورت می­گیرد. می­بینیم آن‌جوری که حجاب مادرش دارد، دیگر خودش حجاب دوست ندارد داشته باشد؛ چون با مخاطب غیرمستقیم پیام­هایی که در ماهواره­ها هستند قرار می­گیرد.این بحث خیلی مهمی است. ما باید به همه اینها توجه بکنیم.

 در همین مستندی که جمعه در شبکه من و تو پخش شد. مجموعه­ای از ریشه­های انقلاب اسلامی آورده شده است و در موردش بحث شده و آنها به‌عنوان شایعه اثبات شده است که اینها شایعه بوده، از جشن­های ۱۵۰۰ ساله گرفته تا بحث واقعه ۱۷ شهریور که اصلاً تعداد کشته­ها، تعداد زندانیان سیاسی و تعداد شهدای جریان انقلاب شایعه و دروغ است. اینها را همه به‌عنوان شایعه اثبات علمی و دقیق در یک مستندی کرده است؛  منتهی برای اینکه این اتفاق بیافتد چکار می­کند مجموعه­ای از شگردهای اغنایی را استفاده می­کند، یک مخاطب نسل چهارمی را چه جوری باید اغناء بکند؟  یکسری اطلاعات دروغ و راست را کنار هم می‌چیند؛ ما یک تکنیکی به اسم تحریف برای تکذیب داریم. مثال خوبی دارد یک مطلبی را به‌عنوان غلط مطرح می­کنند که کل یک پکیجی را تکذیب بکنند. مثال آقای کروبی در جریان مناظره­هایی انتخاباتی­شان با آقای موسوی که مناظره می­کردند، جایی مطرح کردند و تکنیک تحریف برای تکذیب آقای کروبی، گفتند که شایعه شده که بنده در عروسی دخترم سکه طلا روی سر عروس و داماد ریختم و این در حالی  است که من اصلاً دختر ندارم که بخواهم سکه ریخته باشیم؛ این تکنیک تحریف برای تکذیب است؛ آن شایعه­ این بوده که آقای کروبی در مراسم عروسی پسرش سکه طلا ریخته است و آن خبر هم بوده است و این اتفاق هم احتمالاً افتاده بوده است.

 در این مستند از شایعه تا واقعیت هم همین اتفاق افتاده است که مجموعه­ای از دروغ­ها و راست­ها کنار هم گذاشته شده و مخاطب برخی ازاینها را تحریف شده می­بیند و باورش می‌شود که مثلاً شکل­گیری انقلاب اسلامی با زلزله طبس که ارتباط داشته که مخاطب می­گوید، عجیب دلایل بیخودی داشته است؛ انقلاب ایران که می­گوید، انقلابیون معتقد بودند زلزله طبس به‌واسطه دفن زباله­های اتمی اتریش در منطقه طبس بوده که رژیم شاه پول گرفته بوده چون وابسته غرب بوده که مثلاً همچنین کاری کرده است درصورتی‌که هنوز آن نیروگاهی که قرار بوده زباله­هایش به ایران دفن بشود در اتریش هنوز افتتاح نشده بود که بخواهد این اتفاق بیافتد. این را به‌عنوان یک عامل انقلاب اسلامی مطرح می­کند و تکذیب می­کند و مخاطب هم مجموعه این دلایل را می­بیند.

منبع: پژوهشکده باقرالعلوم(ع)

دبیر محتوا: امید نیک‌داد

مدیر اجرایی: سعید عباسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.